قانون طلایی شماره یک:

در هر كاري كه انجام مي‌دهيد قانون طلايي شماره يك مديريت را بكار بنديد: ديگران را به روشي مديريت كنيد كه دوست داريد شما را به آن روش مديريت كنند.

متن انگليسي

Practice Golden-Rule 1 of Management in everything you do. Manage others the way you would like to be managed.

سوء مديريت:

 

 

من از فقر امتم بيم ندارم آنچه بر امتم بيمناكم سوء مديريت است.حضرت محمد(ص)

توضیح:

در عين كمبود سرمايه با مديريت صحيح ميتوان حد اكثر استفاده را برد.

مرد بالن سوار ومرد روي زمين:

 

مردي در يك بالن در حال پرواز كردن بود كه متوجه شد گم شده است. در حالي كه ارتفاع بالن را كم مي‌كرد، مردي را ديد.

مرد بالن‌سوار فرياد زد: "ببخشيد، مي‌توانيد به من كمك كنيد. من به دوستم قول دادم كه نيم ساعت پيش او را ملاقات كنم، اما حالا نمي‌دانم كجا هستم."

مرد روي زمين پاسخ داد: "بله. شما در يك بالن در ارتفاع حدود 10 متر از سطح زمين معلق هستيد. شما از شمال بين 40 و 42 درجه عرض جغرافيايي و از غرب بين 58 و 60 درجه طول جغرافيايي قرار داريد."

مرد بالن‌سوار پاسخ داد: "شما بايد مهندس باشيد."

مرد روي زمين گفت: "بله. از كجا فهميدي؟"

مرد بالن‌سوار گفت: "خوب، همه چيزهايي كه گفتي از نظر فني درست است، اما من نمي‌دانم با اطلاعاتي كه دادي چكار كنم و در حقيقت هنوز گمشده هستم."

مرد روي زمين پاسخ داد: "شما بايد مدير باشيد."

مرد بالن‌سوار گفت: "بله من مدير هستم، اما از كجا فهميدي؟"

مرد روي زمين گفت: "خوب، شما نمي‌داني كجا هستي و نمي‌داني كجا مي‌روي. شما قولي داده‌اي اما نمي‌داني آن را چگونه عملي كني و انتظار داري من مشكلت را حل كنم. واقعيت اين است كه شما دقيقاً در همان موقعيت پيش از برخوردمان قرار داري اگر چه ممكن است در بيان آن مقداري خطا داشته باشم."

----

A man flying in a hot air balloon realized he was lost. Reducing altitude, he spotted a man on the ground and descended to shouting range.

"Excuse me," he shouted. "Can you help me? I promised my friend I would meet him a half hour ago, but I don't know where I am."

The man below responded: "Yes. You are in a hot air balloon, hovering approximately 30 feet above this field. You are between 40 and 42 degrees North Latitude, and between 58 and 60 degrees West Longitude."

"You must be an engineer," responded the balloonist.

"I am," the man replied. "How did you know?"

"Well," said the balloonist, "everything you have told me is technically correct, but I have no idea what to make of your information, and the fact is I am still lost."

Whereupon the man on the ground responded, "You must be a manager."

"That I am" replied the balloonist, "but how did you know?"

"Well," said the man, "you don't know where you are, or where you're going. You have made a promise which you have no idea how to keep, and you expect me to solve your problem. The fact is you are in the exact same position you were before we met, but now it is somehow my fault."

تفاوتهاي من ورئيسم:

 

 

وقتي من يك كاري را دير تمام مي‌كنم، من كند هستم.

وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.

-

وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.

وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.

-

وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.

وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

-

وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.

وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري مي‌كند.

-

وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.

وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.

-

وقتي من در محل كارم نباشم، من يك جايي خارج از محل كار در حال گشت‌زدن هستم.

وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

-

وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.

وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.

-

وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.

وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد مي‌رفت چون خيلي كار كرده است.

-

وقتي من كار خوبي انجام مي‌دهم، رئيسم هرگز به خاطر نمي‌آورد.

وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نمي‌كند.

رئيس كيست؟

 

رئيس كسي است كه وقتي شما زود مي‌آئيد او دير مي‌آيد و وقتي شما دير مي‌آئيد او زود مي‌آيد.

 

Someone who is early when you are late and late when you are early

 

 ۱- مدير در نقش كنترل كننده:

 مسئول براي انجام اقدامات اصلاحي وقتي كه سازمان با تغييرات و انحرافات مهم و غيره

منتظره روبرو مي‌شود.

۲- مدير در نقش مقام تشريفاتي:

 شخص اول نمادين. كسي كه ملزم به انجام تعدادي از وظايف تشريفاتي است كه داراي طبيعت

قانوني يا اجتماعي هستند مانند مراسم مختلف، درخواست‌هاي رسمي و كتبي.

۳- مديريت: 

واژه عمومي براي هماهنگي و هدايت منابع، سرمايه و نيروي انساني با هدف دستيابي به اهداف

سازمان. مديريت واژه‌اي عمومي براي اداره كردن است. مديريت داراي انواع و اقسام مختلفي

 است. مديريت را مي‌توان براي يك سازمان، موضوع، منبع، كسب و كار يا صنعت مطرح كرد.

 هم‌چنين مديريت، صرفنظر از اينكه كجا يا براي ...

۴- مديريت زمان:

 فعاليت‌ها و فرايندهاي برنامه‌ريزي براي اينكه بتوان از زمان به مؤثرترين روش ممكن استفاده

كرد.

تعامل برنامه ريزي آموزشي وبرنامه ريزي درسي وطراحي آموزشي

برنامه‌ريزي آموزشي، برنامه‌ريزي درسي و طراحي آموزشي از مفاهيم عمده در ادبيات آموزشي است. آنچه در پي مي‌آيد مروري دوباره برتعاريف اين سه مفهوم و چگونگي تعامل آنها با يكديگر است.

از آنجا كه برنامه‌ريزي، راه و روشي براي هدايت منظم فعاليت‌هاي انساني براي اهداف و مقاصد مشخصي است و به تعبيري ديگر نقشه راه براي رسيدن به مقصود و جهت‌گيري منطقي براي فعاليت‌هاست منطقاًَ لازم است از نيازها و انتظارات، شرايط و امكانات، منابع و تجهيزات و همچنين موانع و محدوديت‌ها اطلاعات جامع و دقيقي جمع‌آوري كنيم و براي تحقق اهداف مورد نظر، مناسب‌‌‌ترين و مؤثرترين راهبردها را پيش‌بيني و توصيه نماييم.

برنامه‌ريزي آموزشي كه طبعاً به برنامه‌ريزي در حيطه آموزش و پرورش مي‌پردازد، موضوعات اساسي چون هدف‌هاي غايي و كلي با توجه به فلسفه آموزش و پرورش، نيازها، امكانات، منابع و محدوديت‌ها و موانع و همچنين راهبردهاي لازم براي رفع نيازها را دارد. تعريف يونسكو از برنامه‌ريزي آموزشي، عبارت از برداشت علمي و منطقي براي حل مسائل آموزشي است. از اين تعريف نتيجه مي‌گيريم كه برنامه‌ريزي آموزشي، فرايندي است مستمر كه به صورت مجموعه‌اي متشكل و كلي، مجموعه خواسته‌ها و انتظارات و مسائل آموزش و پرورش يك كشور را براساس تدبيري راهبردي و عملي هدايت مي‌كند. درون‌داد اين فرايند، شامل كليه نيازها اعم از نياز فردي و اجتماعي، اولويت‌ها، اهداف و مقاصد براساس سياست‌ها و خط‌ مشي‌هاي مورد نظر، امكانات لازم اعم از مالي و مادي و انساني، اطلاعات و دانش كمك‌دهنده وسايل و ابزارهاي لازم براي تحقق هدف‌هاست.

فرايند اين كل، خود، مجموعه‌اي از اعمال، فعاليت‌ها، كوشش‌ها و تلاش‌ها در قالب برنامه‌ها، طرح، راهبردها، فنون و تجارب متفاوت و متنوع است و بالاخره برون‌داد اين فرايند صلاحيت‌ها، توانايي‌ها و انتظارات مورد نظر در نظام كلي آموزش و پرورش است. بديهي است كه برنامه‌ريزي آموزشي، خود داراي سطوح گوناگوني است كه ممكن است از سطح بسيار كلي مجموعه نظام آموزش و پرورش كشور تا سطح بسيار خرد مانند مدرسه را تحت پوشش خود قرار دهد. برنامه‌هاي بلندمدت و ميان‌مدت و يا كوتاه‌مدت، سطوح ديگري از اين نظام را در بعد زمان نشان مي‌دهد. هر گونه دانش و اطلاعات، نظريه، راهكار و يا راهبردهاي مشخص در اين چارچوب، ممكن است به روشن‌تر شدن مسائل اين حيطه از نظام آموزش و پرورش كمك كند و وسيله و راهنمايي براي اصلاح، رشد و افزايش كيفي فعاليت‌ها در اين زمينه قرار گيرد.

از طرف ديگر، حيطه كار برنامه‌ريزي در تهيه و تدوين محتواي آموزشي براي فراهم‌ آوردن زمينه و امكانات لازم براي برآورده شدن انتظارات آموزشي، يا برون‌داده‌هاي نظام برنامه‌ريزي آموزشي است. از طريق مجموعه فعاليت‌هاي هدفدار و مبتني بر نياز و متكي بر روش‌هاي مناسب است كه مي‌توان به نظريات و نقشه مشخص شده در برنامه‌ آموزشي (طي فرايند برنامه‌ريزي آموزشي) جامه عمل پوشاند. اين مجموعه فعاليت‌هاي هدفدار و نظام‌مند و روش‌مدار، خود، طي يك فرايند منطقي و منظم علمي، چارچوب محتواي آموزش در سطح برنامه‌هاي خرد و كلان آموزشي را طرح‌ريزي مي‌كند و چگونگي سازمان‌بندي محتوا را براي تحقق اهداف مشخص تعيين مي‌كند. بديهي است كه برنامه‌ريزي درسي در سطح كلان (يعني دوره‌ها و پايه‌هاي تحصيلي) تا سطح خرد (يعني يك ماده درسي خاص) نيز داراي چنين چارچوبي است. در اين حيطه، برنامه‌هاي درسي ويژه براي قشر خاصي از مخاطبان آموزشي، در هر دو سطح خرد و كلان ممكن است موضوعات مورد توجه باشند. مرور نظريه‌هاي برنامه‌ريزي درسي به ويژه نظريه‌هاي جديدتر و كاراتر، راهكارها و شيوه‌هاي اعمال نظريه‌ها در محيط‌هاي واقعي آموزش يعني مدارس و كلاس‌هاي درس، عوامل تشكيل‌دهنده محتوا، بحث تعادل روش و محتوا در برنامه‌هاي درسي، راهنماي تهيه و تدوين و يا تأليف محتواي آموزش در هر سطح، از طريق تهيه كتابهاي درسي و كمك درسي، نقش روش‌هاي ياددهي- يادگيري در تحقق اهداف، برنامه‌ها و به ويژه جايگاه و تأثير ارزشيابي در همان راستا، زمينه‌هاي عمده و مورد نظري است كه انتظار مي‌رود براي بحث و تبادل نظر و نقد و بررسي، با پيشنهادهاي مفيد و مؤثر فرهيختگان،‌ كارشناسان و صاحبان علم و انديشه مورد توجه قرار گيرد.

نوجوانان واليباليست قهرمان جهان شدند

دوشنبه 5 شهريور ماه 1386   09:09
 
images/20070827/team.jpg
 
جام جم آنلاين: تیم ملی والیبال نوجوانان کشورمان در یک دیدار تماشایی موفق شد با پیروزی بر تیم نوجوانان چین ، قهرمانی جهان را از آن خود کنند.

تیم ملی نوجوانان کشورمان در یک بازی زیبا موفق شد با نتیجه 3 بر 2 و با نتایج:
ایران: 25 - 22 ، 26 - 24 و 15 - 7
چین: 25 - 21 ، 31 - 29.
تیم ملی نوجوانان چین را مغلوب کرده و عنوان قهرمانی جهان ر ا از آن خود کند.
لازم به ذکر است که در مرحله رده بندی این مسابقات هم تیم ملی نوجوانان فرانسه با نتیجه 3 بر یک بر آرژانتین غلبه کرده و عنوان سوم را از آن خود کرد.

عليرضا جديدي بهترين مدافع
واليبال نوجوانان جهان شد

عليرضا جديدي به عنوان بهترين دفاع دهمين دوره مسابقات واليبال قهرماني نوجوانان جهان برگزيده شد.

مجتبي غياثي ديگر بازيكن ايراني پس از بازيكنی از هند در مكان دوم امتيازآورترين بازيكن اين مسابقات شد.
كميته آمار و اطلاعات اين مسابقات اسامي ، بهترين‌هاي اين مسابقات را به شرح زير اعلام كرد :

امتيازآورترين بازيكن:
‪ - ۱‬سينگ مانديپ از هندوستان
‪ - ۲‬مجتبي غياثي از ايران
‪ - ۳‬برام وان دن دريس از بلژيك
بهترين اسپوكر
‪ - ۱‬بين هيو انگ از چين
‪ - ۲‬ماتيوس جاسينسكي از لهستان
‪ - ۳‬هونگ مين بيان از چين
بهترين دفاع
‪ - ۱‬عليرضا جديدي از ايران
‪ - ۲‬كوين لروكس از فرانسه
‪ - ۳‬لوكاس بائور از آلمان
بهترين سرويس
‪ - ۱‬رولاندو سپادا آبرو از كوبا
‪ - ۲‬تينگ چن از چين
‪ - ۳‬موريلو رادكه از برزيل
مجتبي شبان در رده بيست و چهارم قرار گرفت
توپگيري
‪ - ۱‬اريك شوجي از آمريكا
‪ - ۲‬فرانكو لوپز از آرژانتين
‪ - ۳‬تالس هوس از برزيل
بهترين پاسور
‪ - ۱‬نيكولا ساوريارت از آرژانتين
‪ - ۲‬لي ران مينگ از چين
‪ - ۳‬وس كروونر از بلژيك
دريافت‌كننده
‪ - ۱‬دنيس دل واله از پورتوريكو
‪ - ۲‬دنيس كاليبردا از آلمان
‪ - ۳‬هوي دينگ از چين

آنان كه به دنبال شغل ميگردند !

 

به اين سايت ها سري بزنيد!

:

http://www.bazarekar.ir

 

http://www.jobiran.com    or   .ir

 

http://www.vaseteh.com

اولین چاه نفت جهان فوران کرد!

دوشنبه 5 شهريور ماه 1386   01:18
جام جم آنلاين: 148 سال پيش در روز 27 اوت سال 1859 ميلادي نفت براي اولين بار از زير زمين به بيرون فوران كرد و نخستين چاه نفت جهان در آمريكا به نفت رسيد.

اين واقعه در ايالت پنسيلوانيا واقع در شمال شرقي آمريكا در نزديكي تيتوسويل در محلي به نام اولد كريك رخ داد.
ادوين ال دريك 60 ساله كه خود را سرهنگ بازنشسته ارتش معرفي مي كرد سرانجام تلاش هايش به نتيجه رسيد و توانست با حفر چاه به نفت دست يابد.
برخلاف عقيده كارشناسان آن دوره ، ادوين دريك معتقد بود با حفر يك چاه ساده مي توان نفت استخراج كرد.
او يك چاه را به لطف يك سرمته كه به يك كابل متصل بود و توسط يك ماشين بخار به حركت درمي آمد ، حفر كرد.

هنگامي مته حفاري به عمق 23 متري رسيد طلاي سياه از اين چاه به بيرون فوران كرد.
ادوين در همان روز نخست توليد جهاني نفت را دو برابر كرد! كاري كه تاكنون هرگز كسي موفق به انجام آن نشده است!.
نفت كه آن را در گذشته روغن سنگ مي ناميدند از دوران باستان به عنوان يك پديده حيرت آور طبيعي تلقي مي شد.
در بسياري از نقاط جهان سفره هاي نفتي در سطح زمين قرار داشتند و حتي مردم بعضي از مناطق از آن به عنوان يك داروي پوستي استفاده مي كردند.

تا اينكه در نيمه قرن نوزدهم ميلادي از نفتي كه در سطح زمين وجود داشت براي روشنايي استفاده شد.
سپس به فوايد آن به عنوان يك منبع انرژي جانشين ذغال و ذغال سنگ پي بردند.

كشف نفت توسط دريك موجب شد جويندگان طلاي سياه به ايالت پنسيلوانيا هجوم بياورند.
منطقه از دكل هاي چاه ها پوشيده شد و بسياري به ثروت رسيدند.

در حاليكه سرهنگ دريك فاقد توانايي معامله و تجارت بود دچار فقر و فلاكت شد و در يك نوانخانه دولتي در ايالت پنسيلوانيا درگذشت.

به اين ترتيب ، در روز 27 اوت سال 1859 ميلادي نفت از نخستين چاه نفتي جهان در ايالت پنسيلوانيا آمريكا از دل زمين به بيرون فوران كرد.

ادوين ال دريك كه با حفر اين چاه به نفت دست پيدا كرده بود ، در عين حال تنها توليدكننده نفت در تاريخ جهان است كه تنها در جريان يك روز توانست توليد جهاني نفت را دو برابر كند!
پس از كشف نفت در پنسيلوانيا هزاران جوينده طلاي سياه به اين ايالت هجوم آورده و ثروتمند شدند اما ادوين دريك داراي چنين اقبالي نبود و سرانجام از شدت فقر در يك نوانخانه دولتي درگذشت.


آخبار استخدامی آموزش وپرورش

اطلاعيه سازمان آموزش و پرورش خراسان

رضوي در مورد داوطلبان استخدام پیمانی مربی

پرورشی : (3/6/86)

 

 (آزمون استخدام به صورت هماهنگ درکلیه استان هادرتاریخ27/7/86برگزارخواهدشد

 

آگهي استخدام پيماني ( مربي پرورشي ) سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي : (12/6/86)

 جدول ضوابط و رشته ها و مناطق مورد نياز آزمون استخدام پيماني مربي پرورشي:


  فروشگاه مرکزی تعاونی فرهنگیان خراسان ، درمشهد افتتاح شد: (10/6/86)

 بمناسبت هفته دولت فروشگاه مرکزی اتحادیه شرکتهای تعاونی مصرف فرهنگیان خراسان بزرگ چهارشنبه افتتاح شد.


  مراسم افتتاحیه فروشگاه مرکزی اتحادیه تعاونی مصرف فرهنگیان: (6/6/86)

  بلواردانشجو میدان فرهنگ


  تغییردربرنامه ی امتحان نهایی هشتم شهریورماه1386: (5/6/86)

 کلیه امتحانات نهایی سال سوم متوسطه نظری هشتم شهریور به روزدوشنبه 19/6/86وکلیه امتحانات رشته های فنی وحرفه ای نیز به روز دوشنبه مورخ 12/6/86موکول شد.

http://khedu.ir/homebase.asp?activestatecode=13

 

نظراتان را برايمان ايميل نمائيد.

 

خوشحال مي شويم.

 

E-Mail :aghaostad@yahoo.com

 

 

ويزگيهاي عصر آخرالزمان چيست ؟

 

 

با سلام
ويزگيهاي عصر آخرالزمان چيست ؟
با تشكر


پاسخ:
با سلام
آخر الزمان اصطلاحی است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا به معنای اخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایی قیامت.
در فرهنگ اسلامی، آخر الزمان، هم دوران نبوت پیامبر اکرم(ص) آوقوع قیامت را شامل می شود و هم دوران غیبت و ظهور مهدی موعود علیه السلام را در بر می گیرد.
شناخت آخر الزمان یا فرجام شناسی(Eschatologie) در ادیان یهود و مسیحیت و زرتشتی نیز جایز است.
در میان علما نیز دو دسته تفکر در مورد آن وجود دارد:
1- علمای معاصر همچون علامه طباطبایی و شهید مطهری و شهید سید محمد باقر صدر و... با اتکا به آیات و روایات، تحولات مربوط به آخر الزمان را بیانگر نوعی فلسفه تاریخ می دانند و به اعتقاد ایشان عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان؛ و آخر الزمان قطعه معینی از تاریخ نوع انسان است که او باید در آن حرکت تکاملی تدریجی خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد.
2- علمای متقدم همچون شیخ صدوق و شیخ طوسی چنین تفسیری نداشته و تحولات اخر الزمان را امری غیر عادی که در آخرین بخش از زندگی نوع انسان واقع می گردد و به تحولات قبلی جامعه انسانی مربوط نمی شود.(موعود نامه، ص35)
نشانه هايى که به عنوان علائم ظهور در روايات بسيار آمده و مربوط به مدت اندكى قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است، اين نشانه ها بسيار زيادند كه معروفترين و جامعترين آنها اين است كه هرج و مرج در همه چيز دنيا مشهود مى گردد. سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد چنانكه در هر انقلابى معمولا، ظلم و فساد قبل از آن، باعث انقلاب مى گردد، اين موضوع در ضمن يك روايتى جامع بطور مشروح بيان شده و امام صادق(عليه السلام) آن را در 119 ماده بيان كرده است و اينك ترجمه روايت:
حضرت امام صادق(عليه السلام) به يكى از يارانش فرمود:
1 ـ هرگاه ديدى: حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند.
2 ـ و ديدى كه: ظلم همه جا را گرفته.
3 ـ و ديدى كه: قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4 ـ و ديدى كه: دين همچون ظرف تو خالى، و بى محتوا شده است.
5 ـ و ديدى كه: طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6 ـ و ديدى كه: كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7 ـ و ديدى كه: چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8 ـ و ديدى كه: افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
9 ـ و ديدى كه: شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10 ـ و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
11 ـ و ديدى كه: قطع پيوند خويشاوندى شود.
12 ـ و ديدى كه: بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13 ـ و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
14 ـ و ديدى كه: زنان با زنان ازدواج نمايند.
15 ـ و ديدى كه: مدّاحى دروغين از اشخاص، زياد شود.
16 ـ و ديدى كه: انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17 ـ و ديدى كه: افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين، به خدا پناه مى برند.
18 ـ و ديدى كه: همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.
19 ـ و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن، شاد است.
20 ـ و ديدى كه: شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21 ـ و ديدى: كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است.
22 ـ و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است.
23 ـ و ديدى اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.
24 ـ و ديدى راه نيك بسته و راه بدباز است.
25 ـ و ديدى خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلى آن دستور داده مى شود.
26 ـ و ديدى كه: انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.
27 ـ و ديدى كه: مردان از مردان و زنان از زنان لذّت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان، و زنان خود را براى زنان فربه مى كنند).
28 ـ و ديدى كه: زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تأمين مى شود.
29 ـ و ديدى زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع) تشكيل مى دهند.
30 ـ و ديدى كه: در ميان فرزندان «عبّاس»، كارهاى زنانگى به وجود آيد.
31 ـ و ديدى كه: زن براى زنا با مردان، با شوهر خود همكارى كند.
32 ـ و ديدى كه: بيشتر مردم و بهترين خانه ها، زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.
33 ـ و ديدى كه: مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود.
34 ـ و ديدى كه: بدعت و زنا آشكار شود.
35 ـ و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
36 ـ و ديدى كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد.
37 ـ و ديدى كه: دين بر اساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
38 ـ و ديدى كه: جرئت برگناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
39 ـ و ديدى مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش.
40 ـ و ديدى كه: ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
41 ـ و ديدى كه: سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند.
42 ـ و ديدى كه: واليان در قضاوت رشوه بگيرند.
43 ـ و ديدى كه: پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى.
44 ـ و ديدى كه: مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
45 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.
46 ـ و ديدى كه: مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد.
47 ـ و ديدى كه: زن بر شوهر خود مسلّط شود، و كارهايى كه مورد خشنودى شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.
48 ـ و ديدى كه: مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است.
49 ـ و ديدى كه: سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.
50 ـ و ديدى كه: آشكارا قمار بازى مى شود.
51 و ديدى كه: مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود.
52 ـ و ديدى كه: زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.
53 ـ و ديدى كه: كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
54 ـ و ديدى كه: مردم محترم، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
55 ـ و ديدى كه: نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت(عليهم السلام)ستايش شوند.
56 ـ و ديدى كه: هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند.
57 ـ و ديدى كه: در گفتن سخن باطل و دروغ، با همديگر رقابت كنند.
58 ـ و ديدى كه: شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است.
59 ـ و ديدى كه: همسايه از ترس زبان بد همسايه، او را احترام مى كند.
60 ـ و ديدى كه: حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
61 ـ و ديدى كه: مسجدها طلاكارى (زينت داده) شود.
62 ـ و ديدى كه: راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است.
63 ـ و ديدى كه: بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.
64 ـ و ديدى كه: ستم و تجاوز شايع شده.
65 ـ و ديدى كه: غيبت، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
66 ـ و ديدى كه: حج و جهاد براى خدا نيست.
67 ـ و ديدى كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند.
68 ـ و ديدى كه: خرابى بيشتر از آبادى است.
69 ـ و ديدى كه: معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.
70 ـ و ديدى كه: خونريزى آسان گردد.
71 ـ و ديدى كه: مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
72 ـ و ديدى كه: نماز را سبك شمارند.
73 ـ و ديدى كه: انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است.
74 ـ و ديدى كه: قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.
75 ـ و ديدى كه: هرج و مرج بسيار است.
76 ـ و ديدى كه: مرد روز خود را با مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.
77 ـ و ديدى كه: با حيوانات آميزش مى شود.
78 ـ و ديدى كه: مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى بر مى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).
79 ـ و ديدى كه: حيوانات همديگر را بدرّند.
80 ـ و ديدى كه: دلهاى مردم، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا بر ايشان گران است.
81 ـ و ديدى كه: بر سركسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
82 ـ و ديدى كه: نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
83 ـ و ديدى كه: فقيه براى دين، فقه نمى آموزد و طالب حرام، ستايش و احترام مى گردد.
84 ـ و ديدى كه: مردم در اطراف قدرتمندانند.
85 ـ و ديدى كه: طالب حلال، مذمّت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.
86 ـ و ديدى كه: در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچكس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
87 ـ و ديدى كه: آلات موسيقى ولهو در مدينه و مكّه آشكار گردد.
88 ـ و ديدى كه: مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار برحذر مى دارند.
89 ـ و ديدى كه: مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.
90 ـ و ديدى كه: راه نيك خالى و راه رونده ندارد.
91 ـ و ديدى كه: مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.
92 ـ و ديدى كه: سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.
93 ـ و ديدى كه: مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.
94 ـ و ديدى كه: به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.
95 ـ و ديدى كه: علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
96 ـ و ديدى كه: مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
97 ـ و ديدى كه: انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
98 ـ و ديدى كه: عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
99 ـ و ديدى كه: زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.
100 ـ و ديدى كه: پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.
101 ـ و ديدى كه: اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى، و زشتى انجام نداده، ناراحت است.
102 ـ و ديدى كه: قدرتمندان، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
103 ـ و ديدى كه: اموال حق خويشان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)(خمس) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
104 ـ و ديدى كه: به وسيله شراب، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.
105 ـ و ديدى كه: مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.
106 ـ و ديدى كه: سرو صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است.
107 ـ و ديدى كه: براى اذان و نماز مزد مى گيرند.
108 ـ و ديدى كه: مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
109 ـ و ديدى كه: شرابخوار مست، پيش نماز مردم شود.
110 ـ وقتى كه ديدى: خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
111 ـ و ديدى كه: قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
112 ـ وقتى ديدى كه: استانداران از روى طمع، خائنان را امين خود قرار دهند.
113 ـ و ديدى كه: فرمانروايان، ميراث(مستضعفان) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
114 ـ و ديدى كه: بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
115 ـ و ديدى كه: صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خداو بخاطر در خواست مردم بدهند.
116 ـ وقتى كه ديدى: وقت (اوّل) نمازها را سبك بشمارند.
117 ـ و ديدى كه: هَمّت و هدف مردم، شكم و شهوتشان است.
118 ـ و ديدى كه: دنيا به آنها روى كرده.
119 ـ و ديدى كه: نشانه هاى برجسته حق، ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد...

سلام