پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر

مذهب شیعه همواره در کشورهای دیگر به غیر از ایران حتی در کشورهای که اکثریت جمعیت با شیعیان است، همواره در مظلومیت به سر برده و می‌برد،
  
مذهب شیعه همواره در کشورهای دیگر به غیر از ایران حتی در کشورهای که اکثریت جمعیت با شیعیان است، همواره در مظلومیت به سر برده و می‌برد، از سوی دیگر، با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) توجه و محدود کردن گروه‌های شیعی به خصوص شیعیان اثنی عشری شکل دیگری به خود گرفته است.

 

از پراکندگی شیعیان در جهان چه اطلاعاتی دارید؟ آمار شیعیان جهان در حاضر چه میزان است؟ شیعیان به چند گروه تقسیم می‌شوند؟ مشکلات شیعیان در جهان چیست؟ برای روشن شدن سوالات فوق با گزارش ویژه مشرق همراه شوید....
 
به گزارش مشرق، مذهب شیعه همواره در کشورهای دیگر به غیر از ایران حتی در کشورهای که اکثریت جمعیت با شیعیان است، همواره در مظلومیت به سر برده و می‌برد، از سوی دیگر، با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) توجه و محدود کردن گروه‌های شیعی به خصوص شیعیان اثنی عشری شکل دیگری به خود گرفته است.
 
واقعیت آن است که شیعیان در شمال آفریقا و دیگر قاره‌ها به غیر از خاورمیانه جمعیت قابل توجهی ندارند و از آن‌جا که بیشتر کشورهای منطقه سنی مذهب هستند و تحت اوامر آمریکا با جمهوری اسلامی ایران دشمنی دارند، بنابر‌این این دشمنی به طور خود بخودی به شیعیان منتقل شده و آن‌ها را از هرجهت تحت فشار و سرکوب قرار می‌دهد.
 
از دیگر عوامل مخالفت با گسترش شیعه، روحیه انقلابی‌گری و جهادگری گروه‌های شیعی در سراسر جهان است و عامل دیگر پیشرفت و پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه است که باعث تغییر مذهب در بین دیگر ادیان و گرایش به شیعه شده است؛ بنابراین طبیعی است شیعیان در دیگر کشورها از سوی حکومت‌ها به صورت منفی مورد توجه قرار بگیرند و محدودیت‌هایی شامل حال آنها شود تا جایی که با توجه به منابع مختلف اماری، آمار صحیحی از شیعیان به صورت کلی و تفکیکی در رسانه های مختلف اعم از خبری و اماری وجود ندارد.
 

پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر

نقشه پراکندگی شیعیان در خاورمیانه
 
در این نوشتار به دنبال معرفی شیعیان در نقاط مختلف جهان هستیم.
 
خاورمیانه:
 
مذهب شیعه از سال 1501 میلادی یعنی با آغاز سلسله صفویه در ایران دین رسمی کشور بوده است. اما با انقلاب اسلامی سال 1979 به رهبری آیت الله خمینی برای نخستین بار در تاریخ روحانیون زمام حکومت کشوری شیعه را به دست گرفتند. بی شک این مهم ترین رویداد در تاریخ شیعه محسوب می‌شود.
 
از سوی دیگر، خاورمیانه در کنار واقع شدن به عنوان مهد دین اسلام و همچنین ادیان ابراهیمی، نه تنها ازمنظر ژئوپلتیک بلکه از منظر قرار گرفتن بر منابع انرژی جهان نیز مورد توجه کشورهای دیگر به خصوص قدرت های استعماری است.
 
از سوی دیگر، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، توجه اندیشمندان و دولت‌های استعماری و عرب دست نشانده، جمعیت‌های شیعی در سراسر جهان را به عنوان عاملی برای تهدید محسوب می‌کردندو خاورمیانه نیز به دلیل قرارگرفتن ایران، عراق، بحرین، عربستان، پاکستان و ... دیگر کشورهای مسلمان مورود توجه و رصد کشورها و حکومت‌ها بوده است.
 
تشیع در اردن
 
پیش از آغاز جنگ در عراق و پناهنده شدن تعدادى از آوارگان و جنگ‏ زدگان شیعه به اردن، کمتر شهروند اردنى از ماهیت اعتقادات تشیع و جایگاه آنان در دین مبین اسلام باخبر بود؛ 97% از مجموع ساکنان کشور 7 میلیونى اردن را مسلمانان اهل سنت تشکیل مى‏دهند و پس از آنان مسیحیان و دروزیان به ترتیب بالاترین میزان اتباع را در این کشور دارا هستند.
 
بر اساس آمارهاى رسمى، شیعیان، کمتر از 1 درصد از جمعیت کشور اردن را تشکیل مى‏دهند، هرچند اندک شیعیان عراقى که در اردن زندگى مى‏کنند به واسطه فرار از جنگ و پناهنده شدن در اردن، میلیاردها دلار در این کشور سرمایه‏گذارى کرده‏اند و باعث شکوفایى اقتصاد این کشور شده‏اند، اما همواره از سوى دولت به عنوان یک اقلیت مذهبى، نگاهى توهین‏ آمیز و در بسیارى از مواقع تحقیرآمیز به آنان مى‏شود.
 
اهل سنت اردن در قیاس با بسیارى از کشورهاى عربى دیگر به‏ویژه کشورهاى حاشیه خلیج فارس، بسیار معتدل مى‏باشند و هیچگاه خود را درگیر تنش‏هاى مذهبى نکردند تا آن‏که "عبدالله دوم" پادشاه اردن چند سال پیش نسبت به گسترش "هلال شیعى" در کشورش و نیز منطقه خاورمیانه هشدار داد و این سرآغازى بود براى ایجاد حساسیت در میان اهل سنت اردن نسبت به شیعیان.[1]
 

پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر


نقشه هلال شیعی مورد ادعای غرب
 
به عنوان مثال نیروهاى امنیتى اردن در تابستان گذشته شش شهروند شیعه را به اتهام " ترویج مذهب تشیع و برهم زدن امنیت کشور" دستگیر کرده بودند، دولت اردن در کنار برخورد علنى با شعیان، همواره مى‏کوشد تا به شهروندان این کشور القاء کند که خطر شیعیان کمتر از خطر صهیونیست‏ها نیست!
 
تشیع در یمن
 
کشور یمن در جنوبی ترین منطقه شبه جزیره عربستان قرار دارد و سرزمینی است سبز و خرم. از لحاظ مذهبی حدود 45 درصد جمعیت یمن را پیروان مکتب زیدیه تشکیل مى‏دهند در حالیکه اهل سنّت که اغلب شافعی مذهبند 53 درصد و درصد اندکی هم شیعیان اسماعیلیه هستند.
 
منطقه یمن در سال1750 میلادی جزء قلمرو دولت عثمانی در آمد و با سقوط امپراتوری عثمانی، در سال1934 میلادی با انعقاد قراردادی با انگلستان به استقلال رسید. سابقا حکومت یمن در دست امیری بود که او را امام یمن می خواندند و او شخصا کشور را اداره می کرد ولی از سال1962 میلادی برابر1341 شمسی به جمهوری تبدیل شد.
یمن، قریب به 22 میلیون نفر جمعیت دارد که 30 درصد آنها شیعیان زیدی مذهب می باشند؛ یعنی قریب 5/6 میلیون نفر. این آمار قبلابیشتر بوده؛ یعنی در زمان حکومت خود زیدی ها حدود40 درصد بوده است.[2]
 
رییس جمهور کنونی یمن، «علی عبدالله صالح» دوازده سال رئیس جمهور یمن شمالی بود و از سال 1990 میلادی که اتحاد دو بخش شمالی و جنوبی یمن شکل گرفت، 19 سال است رئیس جمهور یمن متحد است (جمعا 31سال)
 

پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر

نیروهای عربستان برای سرکوب شیعیان یمن
 
هر چند در ظاهر در خانواده‌ای زیدی مذهب به دنیا آمده ولی حکومت او رویکردى سکولار دارد و اساسا حکومت دینى نیست بلکه به نوعى برخلاف دین اسلام به ویژه مذهب شیعه فعالیت می کند. او فارغ‌التحصیل دانشگاه نظامی بغداد بوده و با اعضای حزب بعث و صدام معدوم، روابط ویژه‌ای داشته است و به صدام صغیر معروف می باشد. دیکتاتور یمن که از سى سال پیش به پشتوانه سعودى ها در رأس حکومت یمن قرار گرفته، مذهب زیدیه را به حاشیه رانده، و دست سلفی هاى تکفیرى را برای بسط نفوذشان در یمن بازگذاشته است و به نوعى یمن را به حیاط خلوت سیاسى و مذهبى عربستان تبدیل کرده است.[3]
 
آفریقا
 
سوابق طولانی اسلام در آفریقا به حدی است که آن را به عنوان دین بومی و سنتی این قاره توصیف می کنند. زیرا در طول یک قرن بعد از وفات پیامبر (ص)، اسلام در کل شمال آفریقا رایج گشت، پس از آن شاخ آفریقا را در برگرفت و به تدریج به سمت جنوب گسترش یافت. اگر چه این گسترش در ابتدا از طریق جنگ و نیروی نظامی صورت گرفت اما به تدریج در دوره‌های بعد از طریق راه‌های تجاری و داد و ستد های بازرگانی نفوذ خود را در شرق، غرب و جنوب گسترش داد، اکنون در آفریقا، تقریبا در مناطق شمال مدار استوا، جمعیت عمدتا مسلمان است. این مناطق از سمت شرق تا غرب امتداد دارد و در بخش هایی از مرکز و جنوب نیز اقلیتی از مسلمانان وجود دارند که این پراکندگی در بخش جنوب شرقی بیشتر است.
 
مسلمانان آفریقا نیز مانند دیگر نقاط جهان دارای فرقه‌‌های گوناگون می‌باشند. اما عمده جمعیت مسلمانان را سنی ها تشکیل می دهند که خود به نحله های مختلف تقسیم می‌شوند. شیعیان نیز در این قاره پیروانی دارند.
 
در گذشته برای اولین بار شیعیان عرب توانستند در شمال آفریقا دولتی شیعی تأسیس کنند. این دولت از آنجا پدید آمد که ادریس فرزند عبدالله فرزند حسن المثنی فرزند حسن بن علی بن ابی طالب (ع) وقتی توانست خود را از قربانگاه حجاز، نجات دهد، توانست خود را به آفریقای شمالی برساند و در آنجا توانست سرزمینی از آنرا مستقل سازد. این سرزمین اکنون دو قسمت شده قسمتی از آن را امروز به نام کشور مغرب و قسمت دیگر آن به نام الجزایر خوانده می شود و در آنجا اولین دولت شیعی را در تاریخ اسلامی تأسیس کرد. این کار در سال ۱۷۲ هجری انجام شد. دومین دولت شیعی عربی، دولت فاطمیان است. این فقط بزرگترین دولت شیعی نبود بلکه اگر میزان عظمت و بزرگی در نگهداری و حفظ علم و ادب و گسترش فرهنگ اسلامی معیار باشد در حقیقت باید گفت بزرگترین حکومت اسلامی بوده است.
 
تشیع در سودان
 
جمهوری سودان بزرگ‌ترین کشور آفریقا است و در شمال شرقی این قاره قرار دارد. مساحت این کشور 2503890 کیلومتر مربع، جمعیت آن بیش از 40 میلیون نفر و پایتختش شهر "خرطوم" است. اریتره و اتیوپی در شرق، مصر و لیبی در شمال، چاد و آفریقای مرکزی در غرب، و اوگاندا، کنگوی دموکراتیک و کنیا در جنوب، با آن مرز مشترک دارند. 80 درصد مردم سودان مسلمان، 10 درصد مسیحی و بقیه هم پیرو ادیان بومی یا بی‌دین هستند که گروه اخیر در منطقه آفریقایی‌نشین این کشور سکونت دارند. این کشور در گذشته "مصر جنوبی" خوانده می‌شد اما در سال 1956میلادی از حاکمیت دوگانه انگلستان و مصر خارج و مستقل شد.[4]
 
تشیع در مصر
 
مِصر کشوری ا‌ست با مساحت ٩٨٠/٨٦٩ کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۷۵ میلیون نفر، واقع در شمال شرقی آفریقا. شبه جزیره سینا که در قاره آسیا قرار دارد نیز بخشی از قلمرو این کشور است. این کشور از شرق با لیبی، ازجنوب با سودان و از طریق صحرای سینا با فلسطین همسایه است. پایتخت این کشور "قاهره" و زبان رسمی آن، عربی است. این کشور نزد عبرانیان به "مصرائیم" موسوم بوده و یونانیان هم از عهد هومر آن را "اجیپ توس" می نامیده‏اند. مردم قدیم آن دیار به موجب کتاب عهد عتیق از اولاد مصرایم بن حام بن نوح می باشند. نژاد مصریان، عربی نیست؛ بلکه قبطی بود و واژه EGYPT که در زبانهای اروپایی برای مصر به کار می‏رود ، با کلمه قبطی در ارتباط است. مصر یکی از پرجمعیت‌ ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است و اکثریت قریب به اتفاق مردم آن مسلمان‏اند و در کنار رود نیل زندگی می‏کنند. حدود نیمی از جمعیت مصر، شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه و حومه آن‌ها زندگی می کنند. مصر تا مدت‌ها تحت الحمایه انگلستان بود ولی پس از جنگ جهانی اول مستقل گردید. این کشور از نظر سیاسی و فرهنگی یکی از مهم‏ترین کشورها در جهان عرب و خاورمیانه است و بسیاری از اتباع مصر به ریاست سازمان‌های بین‏المللی ملی و منطقه‏ای رسیده‏اند.[5]
 

پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر

مسجد شیعیان در مصر
 
تشیع در اتیوپی
 
کشور «حبشه» یا همان «جمهوری فدرال دموکراتیک اتیوپی» کشوری است در شرق قارۀ آفریقا به پایتختی «آدیس‌آبابا»، با 1,104,300 کیلومتر مربع وسعت و بیش از 75 میلیون نفر جمعیت. سومالی در شرق، کنیا در جنوب، سودان در غرب، و اریتره در شمال این کشور، با آن مرز مشترک دارند. حدود نیمی از جمعیت این کشور، مسلمان و نیم دیگر مسیحی هستند که ارتدوکس‌ها اکثریت آنان را تشکیل می‌دهند. این کشور سابقه‌ای هزاران ساله دارد. در سال 1936 تحت اشغال ایتالیا درآمد و این اشغال تا 1941 و شکست این کشور در جنگ جانی دوم ادامه داشت. اتیوپی بالاخره توانست در سال 1944 از سیطره انگلستان خارج و مستقل شود.
 
تشیع در تانزانیا
 
جمهوری متحد تانزانیا کشوری است واقع در شرق آفریقا با مساحت 945.087 کیلومتر مربع و جمعیتی نزدیک به 40 میلیون نفر. این کشور از اتحاد دو کشور تانگانیا و زنگار به وجود آمد و پایتخت آن، شهر "دارالسلام" است با 2 میلیون و 340 هزار نفر جمعیت. منطقه جزیره‌ای زنگبار از سال 1503 و به مدت 450 سال، بتناوب تحت سلطه پرتغال، عمان، عرب‌ها و بریتانیا قرار داشت تا اینکه در سال 1961 مستقل شد. تانگانیکا نیز در دسامبر 1961 از بریتانیا اعلام استقلال کرد و سرانجام دو ملت "تانگانیا" و "زنگبار" در 26 آوریل 1964 با یکدیگر ادغام شده و جمهوری مستقل تانگانیکا را تشکیل دادند. شش ماه بعد نام این کشور به " تانزانیا " تغییر یافت. حدود 1000 سال پیش گروه‌هایی از شیراز به زنگبار مهاجرت کردند و هنوز هم پس از گذشت قرن‌ها در زنگبار، اصل و نسب شیرازی به نوعی نجیب زادگی محسوب می‌شود. آیین نوروز امروزه در زنگبار برگزار می‌شود. انگلیسی و سواحیلی زبان‏های رسمی این کشور هستند.[6]

پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر

 
یکی از مساجد شیعیان در آفریقا
 
تشیع در تونس
 
مانند تمامی کشورهای دیگر ـ مخصوصا کشورهای پلیسی و استبدادی ـ آمار دقیقی درباره تنوع اقوام، مذاهب و اقلیت‏ها وجود ندارد؛ اما درباره تعداد شیعیان کشور تونس (یعنی کسانی که هم به لحاظ عقیده، هم به لحاظ احکام و هم به لحاظ محبت، پیرو اهل‏بیت(ع) بوده و رسماً شیعه دوازده امامی هستند دو آمار معتبر منتشر شده است.[7]
 
آمریکا
 
اگر بخواهیم درباره شیعیان آمریکا صحبت کنیم، مناسب تر است ابتدا گروه‌های شیعه آنجا را معرفی نماییم. به طور خلاصه، گروه های شیعیان آمریکا را می توانیم دو قسم بدانیم: گروهی که اکثریت شیعیان آنجا را تشکیل می دهند و از کشورهای دیگر مثل ایران و عراق به آنجا رفته اند؛ گروهی هم که اصلاً آمریکایی هستند؛ مثل سیاه پوست‌ها، قوی ترین گروه در میان شیعیان آمریکا، لبنانی‌ها هستند که در "میشیگان" در "دیترویت" ساکن هستند.
 

پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر

شیعیان در مساجد آمریکا
 
معمولاً آمریکایی‌هایی که اصالتا آفریقایی یا سیاه پوستند از این موضوع احساس ناخوشایندی دارند؛ چون آن‌ها یک اقلّیت هستند و برای تجارت و پول به آمریکا نیامده اند؛ برخی از آن ها در آنجا به دنیا آمده اند و به اسلام و بخصوص تشیّع علاقه پیدا کرده اند و به همین دلیل، این موضوع تمام زندگی شان را عوض کرده است. آن ها نمی خواهند فرهنگ خود را نگه دارند، آن ها می خواهند تشیّع و اسلام را تبلیغ کنند، ولی گروه های خارجی که به آنجا آمده اند جور دیگری به موضوع نگاه می کنند؛ چون آنها غالبا برای تجارت به آنجا آمده‌اند و می‌خواهند خوب زندگی کنند. بنابراین، به این گونه تشکیلات دینی هم نیاز دارند. این دو گروه با هم سازگاری فکری ندارند.[8]
 

پراکندگی جمعیت شیعیان در جهان +تصاویر

مسجد شیعیان در آمریکا
 
نتیجه گیری:
 
با توجه به حساسیت‌های بالای حکومت‌ها و قدرت‌های استکباری بر وضعیت شیعیان چه در داخل ایران و چه خارج از ایران، آمار دقیقی از تمامی شیعیان به تفکیک مناطق مختلف وجود ندارد و هر سازمان و نهادی آمار متفاوتی را اعلام می‌کند و هیچ منبع موثقی که تمام اطلاعات را در یکجا جمع کند وجود ندارد.
 
با تو جه به اهمبت بحث، به نظر می‌رسد این وظیفه نهادهای مسئول از قبیل وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران است تا با استفاده از منابع و دسترسی‌هایی که دارد، آمار دقیقی از پراکندگی شیعیان در سراسر جهان تهیه کند.
 
-------------------------------------
پی‌نوشت:
 
[1] - http://www.guardian.co.uk/world/2007/jan/26/worlddispatch.ianblack
 
[2] - http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1974793
 
[3] - http://www.literarysection.org/index.php/articles/123-saudi-killing-shias-in-yemen-
 
[4] - http://wiki.answers.com/Q/How_mony_shia_at_Sudan
 
[5] - http://geocurrents.info/cultural-geography/egypts-religious-diversity-and-its-forgotten-shiites
 
[6] - http://africashia.multiply.com/photos/album/6?&show_interstitial=1&u=%2Fphotos%2Falbum
 
[7] - http://abna.ir/list.asp?lang=1&gid=2352
 
[8] - http://www.hawzah.net/FA/articleview.html?ArticleID=83978

روزهای پر ابهام شیعیان در سوریه

سید عباس صالحی در خبرآنلاین نوشت:

در لحظه‌هایی که «سوریه» در شرایط سخت و تلخ قرار دارد، این پرسش مطرح است که اوضاع شیعیان این کشور، در افق فرارو چه خواهد بود؟

قبل از هر پاسخ به این سوال، بایستی یادآور شد که «تشیع» در این منطقه، سابقه‌ای بس دیرین داشته و دارد؛ و همین سابقه و لاحقه است که بایستی «بزرگان شیعه» را حسّاس کند که آینده شیعیان و تشیع در این منطقه با چه تهدیدهایی روبروست؟

سابقه تشیع در سوریه

در مقاطعی از تاریخ سوریه، دولت‌هایی بر آن حکومت داشتند که یا شیعه بودند و یا تمایلات شیعی آشکاری داشتند، دولت هایی از قبیل دولت حمدانیان در حلب (394 – 333 ق)، آل مرداس (414- 472 ق) و ...

هم چنین بسیاری از عالمان بزرگ شیعی، از این منطقه برخاستند و یا در این منطقه به سر بردند. سید ابدالمکارم بن زهره (م 585 ق) و سادات بنی زهره که در شهر حلب از منزلت و موقعیت علمی – اجتماعی بهره‌مند بودند، ابن شهر آشوب (م589 ق) با آن که از مازندران بود و در شهرهای مختلف ایران و عراق به تحصیل و تدریس و تالیف پرداخت، اما سالیان پایانی زندگی خویش را در حلب گذراند و در همان شهر وفات یافت. حمزه بن عبد العزیز سلّار دیلمی (م463 ق) از شاگردان سید مرتضی به نیابت از استادش به «حلب» رفت و در آن شهر زعامت شیعیان را یافت و نیز بزرگان دیگری چونان ابوالصلاح حلبی (م 337 ق) ابن ابی طّی (م 630 ق) و ...

در کتاب «بغیة الطلب فی تاریخ حلب» اثر تالیفی «ابن عدیم» (م 660 ق) نام بسیاری از علمای شیعه و خاندان‌های شیعی در حلب را می‌توان دید. با آن که این تالیف در دوره سلطه ایوبیان بر مصر و شامات نوشته شده که عهد تضییق بر شیعیان بوده است.

یاقوت به نقل از «ابن بطلان» در سال 440 ق که از حلب دیدن کرده است، چنین می‌نویسد که فقهای این شهر، بر اساس مذهب امامیه فتوا می‌دهند (معجم البلدان، ج2، 283)

گستره حضور تشیع در سوریه فعلی، منحصر به «حلب» نبود؛ در سفرنامه ابن جبیر در سال 580 هـ آمده است: «شیعیان را در این سرزمین [دمشق] اموری است شگفت و به شمار بیش از سنیان‌اند و در سراسر این دیار با مذاهب گوناگون خود انباشته‌اند» (سفرنامه ابن جبیر،ترجمه پرویز اتابکی 341)

دلبستگی های تاریخی – هویتی

در سوریه، چوان عراق و حجاز و ایران، شیعیان دلدادگی‌های گوناگون تاریخی داشته و دارند، علاوه بر مشاهد مشرفه حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، مراکز متعدد تاریخی را در سوریه می‌توان نشان داد، که بخشی از هویت تاریخی تشیع است، مراکزی چونان: مشهد صفین (و مزار عمار یاسر و یاران شهید امام علی علیه السلام)، مشهد حجر بن عدی و یاران او، مزار اویس قرنی در شهر رقه، رأس الحسین (در مسجد اموی)، مقام سرهای شهدای کربلا (در قبرستان باب الصغیر)، زیارت‌گاه‌های مرتبط و یا منسوب به اهل بیت در باب الصغیر، مسجد نقطه (در حلب) و ده‌ها مرکز زیارتی و هویتی دیگر.

وضعیت شیعیان در سوریه

در سوریه، شیعیان عمدتاً در شهرهای حمص، دمشق، حلب، ادلب و درعا زندگی می‌کنند ولی جمعیت اصلی علویان در «لاذقیّه» سکنی دارند. علویان، جمعیت گسترده‌ای را در ترکیه و سوریه دارند. آنان در ترکیه، از سه گروه نژادی تشکیل می‌شوند: نخست، علویان ترک، که تعداد قبل توجهی را در بر دارند و جمعیت آنان را در ارقام 15 میلیون و بیشتر نوشته‌اند، گروه دوم، علویان کُردند که 25 درصد کُردهای ترکیه را تشکیل می‌دهند و گروه سوم، علویان عرب هستند که با علویان سوریه هم نژادند.
علویان ترکیه و سوریه، در دوره خلافت عثمانی، در شرایط سخت زندگی می‌کردند و در ترکیه، پس از سقوط عثمانی و فضای سکولار، شرایط بهتری را یافتند، علویان سوری نیز پس از قیمومیت سوریه توسط فرانسه، در آغاز دولت شبه مستقلی در «لاذقیه» پیدا کردند و پس از شکل‌گیری سوریه، با ورود به ارتش و سپس با کودتای حافظ اسد (که از علویان بود) شرایط مناسب‌تری یافتند، گرچه هنوز بخش اعظم علویان سوری هم چنان در مناطق شمالی و کوهستانی لاذقیه زندگی می‌کنند. در مورد مذهب و آئین علویان و میزان شباهت آن‌ها با شیعه اثنا عشری نظرات گوناگونی وجود دارد، اما در مجموع برخی از مولفان معاصر، کوشیده‌اند که علویان را از نصیریه (که طائفه‌ای از غلات بودند و باورهای تناسخی وغیر شریعت‌محور داشتتد) جدا سازند و آنان را در زمره شیعه امامیه معرفی نمایند. از جمله این کتاب‌ها: العلویون من هم و این هم (منیر شریف)، العلویون بین الغلو و الفلسفه و التصوف و التشیع (علی عزیز ابراهیم)، العلویون بین الاسطوره و الحقیقه (هاشم عثمان) و ...

در مجموع شیعیان منطقه سوریه، سده‌های متوالی در تضییقات دینی قرار داشتند، از دوران سلطه اتابکان زنگی و ایوبیان تا دوره طولانی خلافت عثمانی، اما در دوره حکومت حزب بعث (و ریاست جمهوری حافظ و بشار اسد) شرایط بهتری را یافتند. این شرایط، عمدتاً برخاسته از ویژگی‌های سکولار حکومت بود که زمینه را برای سخت‌گیری‌ها و تعصبات مذهبی اکثریت سنّی بر می‌بست و امکان آزادی مذهبی را برای اقلیت شیعی فراهم می‌ساخت. هم چنین رگه‌های علوی در حاکمان این دوره، بی تاثیر دراین سیاست نبود.

اکنون با تداوم درگیری‌ها در سوریه و به ویژه اوج‌گیری آن در روزهای اخیر، این پرسش مطرح است که شیعیان سوریه، چه شرایطی را خواهند داشت؟

خطرات فراراه شیعیان

به نظر می‌رسد که چند عامل، موجب آن شده است که در شرایط سقوط رژیم اسد و یا ادامه بحران، وضعیت نامساعدی برای شیعیان سوری تصویر شود:

نخست، آن که در گروه معارضان سوری، جریان سلفی تندرو (و حتی در ماه های اخیر گروه‌های القاعده) ظهور و بروز جدی دارند. گروه‌هایی که بخشی از هویت و ماندگاری‌شان را در تضاد با تشیع و شیعیان می‌شناسند و طبعاً در دوره فروپاشی رژیم بعث سوری و یا پس از سقوط، با کینه و نفرت به پاکسازی مذهبی خواهند پرداخت. در ماه‌های اخیر علائمی وحشت‌زا از این گونه برخوردها در مناطق گوناگون دمشق، حمص، حلب، ادلب و ... علیه شیعیان دیده و شنیده می‌شود، هم چنین تهدید نسبت به تخریب مراقد شیعی مطرح می‌گردد و ...

عامل دوم، انتساب طائفی خاندان اسد به علویان سوریه (و شایعات واقعی و غیر واقعی در امتیاز دهی به آنان در دوره حاکمیت حزب بعث سوری) است. با تداوم درگیری‌ها و کشتارها، طبعاً در معارضان سوری نفرت عمیق‌تری نسبت به حکومت اسد ریشه می‌دواند و آثار آن در گونه ی برخورد با علویان ( و کلاً شیعیان سوری) خود را می‌نمایاند.

و عامل سوم، حمایت‌های ایران و حزب ا... لبنان از رژیم بشار اسد است، این حمایت‌ها که به گونه‌ای مستمر تداوم یافته و در قالب‌های سیاسی، رسانه‌ای، اقتصادی و ... خود را نمایانیده است؛ خشم معارضان سوری را نسبت به ایران و حزب ا... (به عنوان نمادهای اصلی تشیع) افزایش داده و طبعآً شیعیان سوری را نیز بی بهره نمی‌سازد.

و بالاخره، پایگاه‌های طبیعی و غیر طبیعی حکومت اسد در میان علویان و شیعیان سوری، این تصویر را در میان معارضان پدید آورده است که شیعیان سوری حامی رژیم اسد هستند.

عوامل فوق، موجب می‌شود که شرایطی از بدبینی و کینه و نفرت در میان معارضان نسبت به شیعیان رو به تزاید باشد و زمینه برای یک اتفاق تلخ بیش‌تر و بیش‌تر گردد.

در این شرایط، صورت‌بندی‌های محتمل عبارتنداز:

1. با تداوم بحران در سوریه (با سقوط رژیم یا بدون آن) جنگ طائفی در سوریه تقویت شود و مقابله شیعی – سنی خود را گونه‌ای ظاهر و آشکار نمایان سازد؛ جنگ طائفی که آثار خود را در لبنان و عراق نیز نشان خواهد داد.

2. با سقوط رژیم اسد، علویان سوری، در منطقه لاذقیه و ... متمرکز شوند و تابع حکومت معارضان نشوند، در این صورت، جنگ دو قدرت سیاسی و یا تقسیم سوریه (به چند منطقه علویان، کردها و عرب‌های سنی) اتفاق بیفتد. در این رخداد، شیعه اثنا عشری غیر علوی، یا مجبور به مهاجرت از سوریه می‌شود و یا بایستی خود را در منطقه علویان قرار دهد و از دمشق و حلب و .. به آن مناطق کوچ کند.

3. با دخالت قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای، سوریه واحد حفظ شود و رژیم پس از اسد، بر اساس اکثریت و اقلیت (که در سوریه با اهل سنت است) اداره شود. طبعاً در این سیستم، عوامل پیشین – که قبلاً یادآوری شد – موجب تضییقات جدی بر اقلیت شیعه سوریه خواهد بود.

همان گونه که می بینید، در هر صورت شیعه در سوریه، در چالش سختی گرفتار خواهد شد. به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی ایران، تنها از دو منظر به مساله سوریه نگریسته است ( و هم چنان از همان دو دریچه سیاست خود را ادامه می دهد) نخست از زاویه جایگاه سوریه در مقاومت علیه اسرائیل و دیگر، پاسداشت نقشی که حکومت اسد در همکاری با ایران در ایام عسرت دفاع مقدس داشته است، اما گویا دریچه‌های دیگری نیز به این موضوع باید گشوده می‌شد (و شاید هنوز راه‌هایی باقی باشد) از جمله این که مراجع عظام شیعه و نیز جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با آینده تشیع درسوریه و شیعیان منطقه نیز مسوولیت دارند در حالی که کلیسای کاتولیک و ارتدکس نسبت به اقلیت مسیحی سوری احساس مسوولیت می‌نمایند و فعالیت‌های دیپلماتیک و رسانه‌ای فعال را پیگیری می‌کنند. طبعاً روحانیت و حوزه‌های علمیه نیز نباید از سابقه تاریخی و موجودیت فعلی شیعه در سوریه در این برهه حساس به سادگی عبور کنند و با غفلت و یا عدم تعامل درست، آینده تشیع را در این منطقه حساس در مخاطره‌ای جدّی قرار دهند.

ناگفته‌های رفیقدوست از روابط ایران و سوریه

وزیر سپاه در ایام دفاع مقدس گفت: حافظ اسد دستور داد در فرودگاه دمشق، یک آشیانه و انبار تحویل ما دادند و ما هم چیزهایی که می‌خریدیم را به آنجا می‌بردیم و در موقع مناسب هواپیما می‌فرستادیم تا آنها را به کشور بیاورند

سوریه یکی از معدود کشورهایی است که بواسطه شخصیت رییس‌جمهور وقت خود یعنی حافظ اسد، در ایام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در کنار جمهوری اسلامی ماند و بیشترین کمکها را از لحاظ نظامی به ایران کرد.

آموزش یگان موشکی سپاه در روزگاری که کشور کوچکترین تجربه ای در این زمینه نداشت و نیز کمکهای همیشگی سوریه در زمینه خرید تسلیحات بخشی از این کمکها بود که از سوی دولت این کشور صورت گرفت.

هرچند دفاع امروز جمهوری اسلامی ایران از حکومت بشار اسد در سوریه در مقابل موج شدید فتنه‌های غربی علیه این کشور، ریشه در آزادی خواهی و استکبارستیزی انقلاب اسلامی دارد، اما بد نیست مردم ایران با گوشه‌هایی از کمک‌های کشور سوریه در روزگاری که تمامی دنیای استکبار پشت رژیم بعث عراق و مقابل انقلاب اسلامی ایستاد، بیشتر آشنا شوند.

متن زیر گفتگوی گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس است با محسن رفیقدوست که به عنوان وزیر سپاه در آن سالها و نیز مسئول اصلی تدارکات و لجستیک سپاه، بیشترین نقش را در برقراری این رابطه با کشورهایی نظیر سوریه داشت.

* اوایل جنگ به اسم سوریه از دنیا سلاح می‌خریدیم

محسن رفیقدوست با بیان اینکه سوریه یکی از اولین کشورهایی بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آن را به رسمیت شناخت، گفت: در سال‌های اول انقلاب 3 کشور در رابطه با ایران موثر بودند، سوریه، لیبی و کره شمالی که بعد از شروع جنگ، اولین کشوری که اتفاقا همسایه عراق هم بود و از ما اعلام حمایت کرد، کشور سوریه بود و تا آخر جنگ هم که بنده به عنوان مسئول لجستیک سپاه بودم، به دفعات از انواع کمک‌های سوریه استفاده کردیم.

وی با بیان اینکه ما در آن زمان مدت‌ها بود که از نظر هوایی مشکل داشتیم، افزود: در همان زمان بنده به دمشق رفتم و آقای حافظ اسد دستور داد در فرودگاه این شهر، یک آشیانه و انبار تحویل من دادند و ما هم چیزهایی که می‌خریدیم را به آنجا می‌بردیم و در موقع مناسب هواپیما می‌فرستادم تا آنها را به کشور بیاورند.

وزیر سپاه در ایام دفاع مقدس ادامه داد: چندین بار هم وقتی که حتی دولت‌های شرقی حاضر نبودند به ما اسلحه و مهمات بفروشند، ما به کشورهایی مثل بلغارستان، مجارستان و لهستان و ... می‌رفتیم و به اسم سوریه خرید می‌کردیم و کشتی‌ها هم پس از بارگیری، بجای سوریه به ایران می آمدند.

* نقش سوریه در جلوگیری از سقوط خط فاو

رفیقدوست خاطرنشان کرد: سوریه یکبار کمکی به ما کرد که شاید از نظر کمیت و ارزش بالا نبود اما از لحاظ زمانی بسیار اهمیت داشت. قبل از شروع عملیات فاو بود که ما یک کشتی مهمات 40 - 50 هزار تنی از چین خریده بودیم و این کشتی به دلایل نامعلومی تاخیر کرد و 4-5 قلم از مهمات ما تمام شده بود که اگر این مهمات ظرف 48 ساعت به ما نمی‌رسید خط فاو سقوط می‌کرد لذا شبانه با سوریه تماس گرفتم و از چند ساعت بعد از آن مرتبا 10 پرواز به دمشق انجام دادیم و هزار تن از مهماتی که نیاز داشتیم رسید که مصرف 10 روز ما بود و بعد از آن کشتی هم رسید و مشکل حل شد، شاید ارزش آن مهمات که سوریه داد 10-20 میلیون دلار بود ولی آن زمان برای ما باعث حفظ خط فاو شد.

وزیر سپاه در ایام دفاع مقدس با تاکید بر اینکه بنده شهادت می‌دهم سوریه در زمان جنگ از ما حمایت کرد، اظهار داشت: در همه ملاقاتهایی که من با مرحوم حافظ اسد در طول جنگ داشتم او به شدت از ما حمایت می‌کرد و این حمایت علنی بود. ما در زمان جنگ از 11 کشور اسیر داشتیم و از بیش از 30 کشور غنیمت ولی هیچ گاه اسیر سوری و یا لیبیایی نداشتیم.

وی با بیان اینکه حمایت سوریه از ایران 2 علت داشت، گفت: یک دلیل این بود که 2 جناح صددرصد مخالف در حزب بعث یکی در سوریه حاکم بود و دیگری در بغداد و حافظ اسد که رئیس حزب بعث سوریه بود به شدت با حزب بعث بغداد مخالف بود و با هم جنگ و دعوا داشتند و طبیعی بود هرکه با صدام مخالفت کند از او حمایت کنند و دلیل دیگر هم شخصیت خود حافظ اسد بود.

* تعبیر جالب حافظ اسد از شخصیت امام خمینی(ره)

وزیر سابق سپاه تصریح کرد: قبل از جنگ یک روز پیش حافظ اسد رفتم و او شخصیت امام (ره) را اینطور تشریح کرد که "در تاریخ چند صد سال اخیر، دنیا انسانی به ویژگی‌ امام به خود ندیده و امام شخصیتی است که دوستانش به او عشق می‌ورزند و دشمنانش به او احترام می‌گذارند" و معتقد بود باید از جایی که امام در آن حکومت می‌کند حمایت کند.

* شوروی در جنگ یک فشنگ هم به ما نفروخت

وی ادامه داد: اولین کشوری که به ما اسلحه فروخت کره شمالی بود بعد بلغارستان، مجارستان، لهستان و یوگسلاوی بودند. شوروی تا وقتی جنگ تمام شد یک فشنگ هم به ما نفروخت و با تمام شدن جنگ و رفتن آقای هاشمی به شوروی، معاملات بزرگ و امکانات زیادی فراهم شد. کشور دیگری که بعد از 2-3 سال از شروع جنگ، وارد میدان شد کشور چین کمونیست بود و از وقتی که چین شروع به فروش مهمات به ما کرد وضع‌مان بهتر شد ولی از عملیات کربلای 4 به بعد که ما تولید داخل را شروع کردیم دیگر وضع‌مان خیلی خوب شده بود.

* تهیه مهمات غربی از سوئیس

رفیقدوست خاطرنشان کرد: یکی دیگر از کشورهایی که از همان اوایل به ما سلاح می‌فروخت کشور بی طرف سوئیس بود و ما هر چه مهمات غربی می‌خواستیم از سوئیس می‌خریدیم و یک دوره هم آرژانتین به ما مهمات فروخت چون به ارز نیاز داشتند و اعلام کردند که ما مشکل ارزی داریم و حاضریم به شما سلاح بفروشیم و ما هم خواستیم که در تکنولوژی ساخت "تاو" به ما کمک کنند که تا اندازه‌ای هم کمک کردند.

وزیر سابق سپاه تاکید کرد: فروش این کشورها تا پایان جنگ ادامه داشت ولی دیگر ما کم کم از آنها نمی‌خریدیم و خودمان می‌ساختیم، فقط تنها چیزی که تا پایان جنگ می‌خریدیم موشک بود که ابتدا بنده از لیبی چند موشک هدیه گرفتم و بعد از کره شمالی و چین خریدیم.

* وقتی ایران سام 6 گرفت و هاگ داد

رفیقدوست در خصوص موشک‌هایی که از لیبی دریافت کرده بود، گفت: ما 3 بار از لیبی موشک گرفته و به کشور آوردیم و یک بار در سفری که در خدمت آقای هاشمی بودم و به لیبی رفتیم آنجا توافق کردیم که یک مجموعه سام6 از لیبی بگیریم و بجای آن یک مجموعه هاگ بدهیم که این کار صورت گرفت.

* غیر از وزرای دفاع و سپاه کسی در معاملات اسلحه دخالت نداشت

وی افزود: برای خرید مهمات و اسلحه، معمولا ما سفیرهای کشورهای خارجی را می‌خواستیم و خود من با آنها ملاقات و مذاکره می‌کردم و وزارت خارجه بعضا در صورت گرفتن این ملاقات‌ها کمک می‌کرد ولی معمولا در معاملات اسلحه غیر از وزیر دفاع و وزیر سپاه در زمان جنگ کسی دخالت نداشت.

* چهار "چ" برای خرید تسلیحات/خرید سلاح از دلالان؛ ممنوع!

رفیقدوست ادامه داد: وقتی جنگ شروع شده بود دیدیم لیست‌هایی در دست دلالان اسلحه بود که به آنها اعلام نیاز شده بود ولی من در طول مسئولیتم یک فشنگ هم از دلالان نخریدم و این را هم در سپاه ممنوع کردم و هم به ارتش اعلام کردم که آنها هم گوش کردند. گفتیم با اعلام نیاز به دلال، به دشمن کمک کرده‌ایم و من آن زمان 4 "چ" را مطرح کردم و گفتم اگر دلالی پرسید نیازی دارید؟ شما بگویید نه، تو بگو "چه داری؟ چندتا داری؟ چند میفروشی؟ چطوری میدهی؟" اینها را به ما بگویید تا ما بگوییم می‌خواهیم یا نه و از آن موقع اطلاعاتمان حفظ شد.

* برای خرید اسلحه مستقیما با دولت‌ها معامله می‌کردیم

وی افزود: در آن زمان کشورها خیلی سخت با ما معامله می‌کردند ولی ما هم مستقیما با دولت‌ها معامله می‌کردیم و از طرفی هم ارز زیادی در اختیار نداشتیم که هر چه می‌خواهیم بخریم.

رفیقدوست افزود: در سال 65 غرب قیمت نفت را به 8 دلار رساند و کل درآمد نفتی ایران 6،5 میلیارد دلار در سال بود که کمتر از 2 میلیارد آن به جنگ می‌رسید و در همان زمان مهماتی از ما می‌خواستند که حداقل 3 میلیارد دلار پول می‌خواست و اگر پول هم داشتیم یک سال طول می‌کشید آن مهمات را تهیه کنیم و آن تحریم‌ها باعث شد ما همان مهمات مورد نیاز را در کشور ساختیم و بعد هم خود کفا شدیم.

وزیر سابق سپاه تاکید کرد: تا حدود 3 سال اول جنگ، کشورهای مختلف به ما مهمات نمی‌فروختند و خرید‌های ما به واسطه سوریه و لیبی بود ولی بعد از آزاد کردن خرمشهر کم کم به صورت مستقیم از کشورها خرید می‌کردیم.

* استکبارستیزی ایران از نگاه رهبر کره شمالی


وزیر سابق سپاه در بخش دیگری از این گفتگو اظهار داشت: اوایل انقلاب در کره شمالی به ملاقات کیم ایل سونگ رفتم و او گفت "ما یک کشور فقیر و عقب افتاده هستیم ولی حاضر هستیم هر چه داریم به شما بدهیم، چرا که ما اینجا چندین سال با آمریکا جنگیدیم و فقط یک ضربه به ساق پای آن زدیم که دردش گرفت و بعد هم خوب شد، اما شما با امام‌تان قلب آمریکا را هدف گرفته و زده‌اید و هر آزادیخواهی در دنیا باید از شما دفاع کند" و منطق حافظ اسد هم این بود.

* خرید دوربین دید در شب به اسم سوریه و واکنش حافظ اسد

وی افزود: یک بار به حافظ اسد گفتم ما از یک کشور غربی به نام شما دوربین دید در شب خریدیم و این را باید به دمشق بیاورند و من از اینجا ببرم که اسد همان جا مسئول دفترش را خواست و گفت در فرودگاه به فلانی یک انبار بدهید که در اختیار خودش باشد و یک سرتیپ سوری را هم مامور کمک به ما کرد.

رفیقدوست ادامه داد: در سال 63 قبل از سفر رسمی به سوریه و لیبی، ابتدا نزد آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ و بعد هم خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم که آقای هاشمی گفت "حالا که می‌خواهی بروی ببین می‌توانی از آنها موشک بگیری؟" که گفتم تلاشم را می‌کنم و خدمت آقا هم که رسیدیم تا پیام‌های کتبی به اسد و قذافی بدهند، گفتم آقای هاشمی همچنین پیشنهادی کرده و آقا هم فرمودند "اگر بتوانی این کار را بکنی کار بزرگی است".

* آموزش دوره پرتاب موشک برای رزمندگان توسط سوریه

وزیر سابق سپاه با اشاره به راه اندازی یگان موشکی سپاه توسط شهید حسن طهرانی مقدم، گفت: ولی در آن زمان موشکی نداشتیم و یکی از کسانی که در سفر لیبی و سوریه همراه من شد، آقای طهرانی‌مقدم بود.

وی ادامه داد: ابتدا که به سوریه رفتم از اسد درخواست کردم که به ما موشک بدهد و او گفت "ما در حال آتش بس با اسرائیل هستیم و انبارهای موشکی ما در اختیار دولت سوریه نیست و در اختیار روس‌ها است ولی من آماده‌ام که یک تیم از شما آموزش بدهم" که ما هم معطل گرفتن موشک‌ها نشدیم و همراه من هم سردار صفوی بود و همان جا به مرحوم طهرانی مقدم ماموریت دادیم و پرسیدیم که چند نفر برای یک گروه موشکی لازم است که گفتند 34 نفر و ما هم همان تعداد را فرستادیم سوریه و کاملا دوره پرتاب موشک اسکاد B را دیدند.

* دستور قذافی به شلیک نکردن موشک به سمت عراق

وی افزود: بعد که موشک‌ها را از لیبی آوردیم، یک گروه هم از آنجا آمده بودند برای شلیک و وقتی قرار شد که شلیک کنیم به مرحوم طهرانی مقدم ماموریت دادیم افرادی که آموزش دیده بودند را بگذارند در کنار افرادی که آمده‌اند و می‌خواهند شلیک کنند تا آموزش عملی هم ببینند اما بعد از چند شلیک، قذافی به ژنرال سلیمان که تحت فرمان من در پرتاب موشک بود گفته بود که "فعلا شلیک نکن"، لذا ما بلافاصله گفتیم عیب ندارد شما به هتل بروید و استراحت کنید و در این زمان گروهی که در سوریه دوره دیده بودند را آوردیم پای قبضه و موشک‌ها را آماده و پرتاب کردند. به همین منظور آموزش موشکی سوریه خیلی برای ما ارزش داشت.

* مردم سوریه طرفدار حافظ اسد بودند و امروز هم طرفدار بشار اسد هستند

رفیقدوست در ادامه گفتگو با فارس به اوضاع فعلی کشور سوریه اشاره و خاطرنشان کرد: من در زمان مسئولیتم سفرهای زیادی به سوریه داشتم و با مردم آن جا ارتباط داشتم و اعلام می‌کنم اکثریت مردم سوریه طرفدار حافظ اسد بودند و امروز هم طرفدار بشار اسد هستند.

وی تصریح کرد: حکومت هر کشوری را اکثریت آن مردم تعیین می‌کنند و از طرف دیگر کشور سوریه از نظر استراتژی و موقعیت سوق الجیشی یک کشور مهم عربی و در خط مقدم مقابله با رژیم اشغالگر قدس است.

رفیقدوست گفت: سوریه در بین کشورهای عربی بعد از مصر و لبنان از همه پیشرفته‌تر است و از اول که مساله جنگ اعراب و اسرائیل پیش آمد تا الان سوریه در خط مقدم جبهه مقابله با صهیونیزم بوده، یعنی اگر ما در لبنان حزب الله را به وجود آوردیم، حزب الهی که سیطره اسرائیل را شکست و آن را به ذلت کشید، اگر همراهی و همکاری سوریه نبود نمی‌توانست.

وزیر سپاه در ایام دفاع مقدس یادآور شد: حتی همان اوایل جنگ و بعد از فتح خرمشهر که اسرائیل لبنان را اشغال کرد و ما به آنجا نیرو بردیم که بعدا امام(ره) فرمان دادند که آنها را برگردانیم، پادگان‌مان در یکی از شهرهای سوریه بود.

وی با اشاره به حمایت سوریه از حزب الله در جنگ 33 روزه و حمایت از حماس در جنگ 22روزه، اظهار داشت: سوریه امروز تنها کشور قدرتمند عربی است که جلوی اسرائیل ایستاده است و ما هم که از اول با فتوای امام(ره) در مورد کمک به مجاهدین فلسطین در خط مخالفان رژیم صهیونیستی بودیم لذا اگر امروز همه دنیای استکبار جمع شده‌اند که در سوریه تغییر ایجاد کنند دلیل اولش این است که تاکنون با بودن مصر در ارودگاه غرب و رژیم صهیونیستی نیازی به سوریه نداشتند و حالا که مصر از دستشان رفته اگر نتوانند حکومت سوریه را تغییر بدهند و حکومت طرفدار صهیونیست روی کار نیاورند مطمئن باشید که اسرائیل هم از بین رفته است.

* دفاع ما از سوریه دفاع از منطق و آزادی‌‌خواهی‌ در مقابل استکبار است

رفیقدوست تاکید کرد: امروز خبرهای زیادی از مهاجرت معکوس از اسرائیل می‌شنویم، همه دارند از فلسطین اشغالی فرار می‌کنند فقط آدم‌های فقیری که از اریتره و شوروی آمده‌اند، مانده‌اند. لذا دفاع ما از سوریه دفاع از منطق و ایدئولوژی و آزادی‌‌خواهی‌مان در مقابل استکبار است و آن روز هم که سوریه از ما دفاع می‌کرد منطق خود را داشت.

* قطر و عربستان می‌دانند اگر بشار اسد بماند، بیداری اسلامی کشورهای آنها را هم فرا می‌گیرد


وی ادامه داد: حافظ اسد معتقد بود باید از ایران اسلامی در مقابل هر قدرتی دفاع کرد لذا ما اگر امروز از سوریه دفاع می‌کنیم با منطق دفاع می‌کنیم و او هم آن روز با منطق دفاع می‌کرد. به نظر من بشار اسد در سوریه می‌ماند زیرا شاهدیم حکومت‌هایی از مخالفین اسد حمایت می‌کنند که به قول معروف پایشان روی پوست خربزه است. یک شبهه جزیره کوچک به نام قطر یا عربستان که تظاهرات در آن کم کم به ریاض هم کشیده شده است، از مخالفین اسد حمایت می‌کنند. آنها می‌دانند اگر بشار اسد بماند، این بیداری اسلامی کشورهای آنها را هم فرا می گیرد. البته همانطور که اسد شروع کرده باید تغییراتی در کل حکومت سوریه صورت گیرد تا نظر مردم بیشتر جلب شود.

رفیقدوست خاطرنشان کرد: از طرف دیگر آمریکا از مخالفین اسد حمایت می‌کند که هزاران کیلومتر فاصله دارد و یا ترکیه‌ای که رویای امپراتوری عثمانی را دارد و یا حکام منطقه که خودشان را در خطر می‌بینند ولی بشار اسد با اطمینانی که دارد و حمایتی که از سوی چین، روسیه و ایران می‌شود قطعا می‌ایستد و مخالفین را از بین می‌برد.

* اگر مخالفت ترکیه با سوریه بیشتر شود حکومتش در خطر میفتد

وی با اشاره به مواضع ترکیه در مقابل سوریه گفت:‌ از زمانی که ترکیه مخالفت با سوریه را شروع کرد، اقبال عمومی مردم ترکیه از حزب حاکم کم شد و اگر این مخالفت‌ها بیشتر شود، حکومت ترکیه هم در خطر قرار می‌گیرد. همه اقبال مردم ترکیه به حزب حاکم، اسلام خواهی آنها بود و اگر قرار باشد که آنها به نفع آمریکا وارد صحنه شوند، قطعا مشکل پیدا خواهند کرد وگرنه برای سوریه مشکل خاصی پیش نخواهد آمد، سوریه در 10-15 سال گذشته بیش از آنکه دیگران فکر می‌کردند، قوی شده است.

عکس: رسایی در قبرستان سربازان آمریکایی

حمید رسایی در میان سنگ قبرهای متحد الشکل متعلق به سربازان متجاوز آمریکایی که امروز به محلی توریستی در فیلیپین تبدیل شده است. وی در سال 1384 سفری تبلیغی به فیلیپین داشت.


RQ170 چگونه نشست؟

روزنامه وطن امروز نوشت:

کتاب منتشر شده توسط دیوید سنجر خبرنگار نیویورک‌تایمز در کاخ‌سفید، در واقع گزارشی از فعالیت 3 ساله اوباما بعد از پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری است؛ سندی از همه فعالیت‌های انجام شده علیه جمهوری اسلامی و ترس‌ کاخ‌سفید از ایران و امکانات نرم‌افزاری، سخت‌افزاری، جنگ سایبری و الکترونیکی کشورمان.

 از زمانی که ایران مساله پدافند غیرعامل را مطرح و اعلام کرد با راهکارهای در نظر گرفته شده برای احداث تاسیسات هسته‌ای جدید،‌ امکان نابودی آنها با حملات هوایی وجود ندارد،‌ کاخ‌سفید وحشتی جدید از برنامه هسته‌ای ایران را تجربه کرد.

ایالات متحده که در هر جنگی با اتکا به نیروهای هوایی و دریایی، خود را پیروز میدان می‌‌دید، ‌این بار در برابر کشوری قرار گرفته بود که بنا داشت تاسیسات هسته‌ای خود را مانند فردو به زیر کوه‌ها منتقل کند تا از هر گونه حمله‌ای در امان باشد. به همین دلیل همان‌طور که در کتاب مواجهه و اختفا، کتاب مشهور روزنامه‌نگار نیویورک‌تایمز بیان شده است «در دسامبر سال 2011 سازمان سیا یکی از هواپیماهای بدون‌سرنشین آمریکایی به نام RQ170 را از مجموعه هواپیماهای موجود در افغانستان از پنتاگون «قرض گرفت» تا برای انجام عملیات مخفیانه راهی ایران کند».

دیوید سنجر در این کتاب به نقل از مقامات آگاه کاخ‌سفید بیان کرده است: «هیچ کس تاکنون به صورت آشکارا راجع به اهداف پرواز این هواپیما صحبتی به میان نیاورده است اما این عملیات بخشی از یک عملیات طولانی مدت 3 ساله برای شناسایی صدها و بلکه هزاران تونلی بود که در تمام طول کشور (ایران) کشیده شده بودند و بخشی از مکان‌های مخفی‌ای بودند که ممکن است برنامه‌های هسته‌ای ایران در آن مکان‌ها در جریان باشد.

به گفته این مقام مطلع دولت اوباما: «تمام این تونل‌ها و سایت‌های زیرزمینی بخشی از برنامه‌ای است که ایرانیان به آن «دفاع غیرعامل» می‌‌گویند و بر اساس آن تاسیسات هسته‌ای به صورت پراکنده و زیر زمین یا زیر کوه‌ها ساخته می‌‌شود تا از حملات هوایی و بمب در امان باشد. یکی از روسای سابق سازمان انرژی اتمی ایران سال‌ها پیش خبر داده بود تاسیسات ایران به زیر کوه‌ها مي‌رود و در تمام شهرهای کشور پراکنده خواهد شد».

وي همچنین اضافه کرده بود: «با این کار ما نیازی به دفاع از این تاسیسات به صورت مستقیم نخواهیم داشت چرا که با این دفاع غیرعامل کسی نمی‌تواند به آنها دست پیدا کند».هواپیمای مخفی سیا در این میان بهترین گزینه برای نفوذ به خاک ایران و شناسایی اهداف بالقوه در کوه‌ها بود.

یک مقام ارشد اطلاعاتی در این باره گفت: «تمام برنامه‌ها و مراحل دارای برنامه‌ریزی استاندارد بود». البته مخفی بودن این هواپیمای بدون‌سرنشین تنها مزیت آن نبود. هواپیمای RQ170 همان پرنده شناوری بود که هفته‌ها بر سر ابوت آباد به طور مخفیانه پرسه می‌‌زد تا بتواند مخفیگاه اسامه بن‌لادن را در پاکستان پیدا کند.

به گزارش «وطن‌امروز»،‌ در کتاب مواجهه و اختفا در این زمینه آمده است: «زمانی که وجود نسخه مخفی هواپیمای بدون سرنشین RQ170 بعد از انجام شدن عملیات ابوت‌آباد رسانه‌ای شد، جیمز کلاپر، مدیر سازمان اطلاعات ملی خشمگین بود چرا که انتظار نداشت وجود این هواپیما و عملیات‌ مخفیانه آن به این زودی‌ها لو برود.

وی از اینکه وجود این نوع هواپیما در پنتاگون فاش شود،‌ احساس خطر می‌‌کرد اما حوادث بعدی نشان داد که مساله مهم درباره شناخته شدن این هواپیما مساله مرور زمان بود چرا که ایران در حال حاضر اطلاعات زیادی راجع به این هواپیما دارد. مساله فاش شدن عملیات مخفیانه هواپیمای آمریکا‌یی اما بعد از پرواز این هواپیما به داخل خاک ایران به مشکل بزرگ کلاپر تبدیل شد. وقتی RQ170 در آسمان ایران شروع به پرواز کرد، سنسور سرعت آن دچار مشکل شد».

ایران چگونه هواپیما را شکار کرد؟

یکی از مقامات اطلاعاتی دولت آمریکا که به طور کامل در جریان عملیات‌های این هواپیما قرار داشت در گفت‌وگو با دیوید سنجر، نویسنده این کتاب به بیان جزئیاتی از نحوه فرود هواپیما در خاک ایران اشاره کرده و گفته است: «سنسور سرعت نشان می‌‌داد سرعت هواپیما به حدود 15 هزار مایل در ساعت رسیده است، رقمی بسیار بالا که هیچ وقت سرعت هواپیما به این حد نرسیده بود. در این میان اما سیستم اتوماتیک دیگری شروع به کار کرد و دستوراتی را که خلبان جدید از راه دور به او می‌‌داد اجرا کرد و در نهایت فرود نسبتا آرامی در یک منطقه کم‌جمعیت ایران داشت.

کنترل‌کننده‌های هواپیما با وحشت به یکدیگر نگاه می‌‌کردند. آنها درمانده و نگران به یکدیگر خیره شده بودند چرا که یکی از سری‌ترین هواپیماهای ایالات متحده تا حد زیادی دست‌نخورده و سالم، با روکشی از مواد منحصر به فرد و جدید که توانایی جذب سیگنال‌های رادار را داشت و هیچگاه نمی‌شد مستقیما رهگیری شود، در جایی که نباید فرود آمده بود».

یکی دیگر از مقامات رسمی ارتش نیز مدتی بعد از این حادثه به خبرنگار نیویورک‌تایمز گفت: «این اتفاق واقعا قبل از این نیفتاده بود. حداقل نه در جایی که ما نگران این هواپیمای لعنتی بشویم. شما همان موقع می‌‌توانستید صدای مردم را بشنوید که به خاطر این کار به ما لعنت می‌‌فرستادند!»

واکنش اوباما

به گفته سنجر، بعد از این جریان اولین سوالی که از رئیس‌جمهور پرسیده شد این بود: «حالا چه باید بکنیم؟ آیا یگان ویژه نیروی دریایی را برای نجات هواپیما به ایران می‌‌فرستید؟» یکی از مقامات رسمی دولت اوباما در این باره گفت: «تعدادی از ما با یادآوری فاجعه‌ای که 33 سال پیش در ایران رخ داده بود یعنی زمانی که جیمی کارتر در سال انتخابات ریاست‌جمهوری تیم ویژه خود را برای نجات گروگان‌های آمریکایی به ایران فرستاد و عملیات «کویر یک» را رهبری کرد، حدس می‌‌زدیم که همان حادثه دوباره تکرار شود و چنین تصمیمی اجرایی نشد».

یادآوری حادثه طبس و از بین رفتن هلیکوپترها و هواپیماهای نظامی آمریکایی در ایران موجب شد مشاوران اوباما به او اجازه ندهند برای ردیابی و پس گرفتن هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی به ایران نیرو بفرستد. بر اساس این کتاب «برخی مشاوران نیز پیشنهاد دادند هواپیما بمباران شود اما RQ170 از مواد خاص جذب سیگنال‌های رادار تولید شده بود که در دمای بسیار بالا هم نابود نمی‌شد. اوباما در نهایت به این نتیجه رسید که هیچ کاری انجام ندادن، امن‌ترین راه برای برخورد با قضیه است البته با این امید که اگر هواپیما به دلیل نقص فنی سقوط کرده باشد، کسی در آن منطقه دور و بدون سکنه آن را پیدا نکند یا اینکه حداقل کسی به اهمیت آن پی نبرد. این استراتژی تنها در عرض چند روز شکست خورد و کار هواپیمای مخفی آمریکا به خیابان‌های تهران کشید. هواپیما به سرعت به نمادی برای تبلیغات تلویزیونی ایران تبدیل شد که نشان می‌‌داد «شیطان بزرگ» با هواپیماهای بدون‌سرنشین خود مناطق ایران را مورد شناسایی قرار می‌‌داده است».

مدارک غیرقابل انکار

با مطالعه کتاب دیوید سنجر، روزنامه‌نگار نیویورک‌تایمز هر روز با ابعاد جدیدتری از اقدامات برنامه‌ریزی شده و منظم دولت اوباما برای تاثیرگذاری بر فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان روبه‌رو می‌شویم. این کتاب اگر با جنجال رسانه‌ها و وارد شدن دادگاه عالی قضایی ایالات متحده و کنگره آمریکا به ماجرای درز اطلاعات روبه‌رو نشده بود،‌ آنقدرها مورد توجه واقع نمی‌شد اما درز اطلاعات از کاخ‌سفید و پیگیری دادگاه عالی فدرال درباره چگونگی درز این اطلاعات و درخواست بازجویی کنگره از برخی مشاوران و معاونان اوباما نشان می‌‌دهد این اطلاعات بسیار مهم و محرمانه با اهداف خاصی منتشر شده‌اند. تام (توماس) دونیلون، مشاور امنیت ملی اوباما که رسانه‌های آمریکایی معتقدند دست راست اوباما در برخی عملیات‌های اطلاعاتی و امنیتی است، مهم‌ترین گزینه برای درز این اطلاعات است. کنگره آمریکا هفته پیش فهرستی از افرادی را که اعتقاد داشت در ماجرای درز اطلاعات نقشی داشته‌اند منتشر کرده و از اوباما خواسته بود اجازه دهد کمیته امنیتی کنگره از آنها بازجویی کند. توماس دونیلون تنها منبع اطلاعاتی خبرنگار نیویورک‌تایمز است که بدون هیچ پرده‌پوشی و با نام خود اطلاعات را مطرح کرده و از این منظر یکی از گزینه‌های مطرح کنگره برای بازجویی است. نقش دونیلون در درز اطلاعات کاخ‌سفید تنها یکی از جنبه‌های اهمیت این فرد در سیستم امنیتی آمریکاست و حوادث اتفاق افتاده طی چند روز اخیر نشان می‌‌دهد همانطور که رسانه‌های آمریکایی اعتقاد دارند دونیلون تنها یک مشاور نبوده و دست راست اوباما در بسیاری از کارهای مربوط به مسائل اطلاعاتي و امنیتی و حتی سیاست خارجی آمریکاست. درست یک روز قبل از اینکه هیلاری کلینتون برای آخرین بار در دوران وزارتش به سرزمین‌های اشغالی سفر کند،‌ دونیلون به عنوان مشاور امنیتی اوباما سفری محرمانه به اورشلیم داشته و با‌ بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر، ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی و «یاکوو امیردر» مشاور امنیتي نتانیاهو دیدار داشته است.

رسانه صهیونیستی هاآرتص در گزارش خود از سفر کلینتون به سرزمین‌های اشغالی، بیان کرده است که سفر دونیلون از بعد اهمیت کمتر از سفر کلینتون نبوده چرا که محور اصلی مذاکرات دونیلون، ایران و برنامه هسته‌ای این کشور بوده و از سوی دیگر درست یک هفته قبل از سفر میت رامنی نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به اسرائیل انجام شده است.

وزیر خارجه بعدی ایالات متحده کیست؟

دونیلون از منظر دیگری هم مورد توجه رسانه‌های صهیونیستی است. زمانی که عملیات‌های مربوط به حمله سایبری علیه تاسیسات هسته‌ای ایران در کاخ‌سفید سازماندهی و رهبری می‌‌شده و ویدئوکنفرانس‌های مشترک و بسیار محرمانه‌ای در این باره بین اوباما و مسؤولان رژیم صهیونیستی برپا می‌‌شد، دونیلون یکی از مقاماتی بوده که در اکثر جلسات حضور داشته و با برگزاری جلساتی با مقامات موساد در دفتر کارش در کاخ‌سفید، در واقع رابط میان کاخ‌سفید و موساد و مسؤولان رژیم صهیونیستی بوده است. دونیلون همانطور که پیش از این در گزارش‌های «وطن‌امروز»‌ آمده بود، عنوان کرده بود که تا به حال در هیچ‌کدام از دوره‌های ریاست‌جمهوری ‌کسی شاهد چنین هماهنگی و همکاری مستقیمی میان سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل نبوده و از این بابت جوش و خروش زیادی در کاخ‌سفید وجود داشت تا عملیات‌های سایبری علیه ایران به درستی هدایت شوند. از سوی دیگر هاآرتص معتقد است اگر اوباما بار دیگر به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شود، دونیلون را به عنوان وزیر خارجه خود انتخاب کرده و آن را در سمتی می‌‌گذارد که هم‌اکنون در دست هیلاری کلینتون است. اما هدف دونیلون از سفر به سرزمین‌های اشغالی آن هم به صورت کاملا محرمانه چه بوده؟ دلایل زیادی درباره این سفر وجود دارد که چند محوری که در زیر به آنها پرداخته می‌‌شود تنها نمونه‌های کوچکی از پیچیدگی روابط موساد، سیا و نیروهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای مقابله با ایران هسته‌ای است.

آن‌طور که روزنامه‌های صهیونیستی مانند هاآرتص بیان کرده‌اند هدف دونیلون از سفر به اورشلیم اطمینان دادن به مقام‌های اسرائیلی درباره تاثیرگذاری تحریم‌ها علیه ایران است. دونیلون در سفر خود و دیدارهایی که داشته بیان کرده هدف اصلی اوباما از آغاز کردن دور تازه تحریم‌ها کاستن از میزان فروش نفت ایران و رساندن آن به 50 درصد فروش قبلی است و اینکه آمریکا هنوز هم به تحریم‌ها اعتقاد دارد. این تاکید بر تحریم‌ها اما به این دلیل صورت می‌‌گیرد که بنیامین نتانیاهو بارها اعلام کرده تحریم‌ها علیه ایران بی‌اثر است و ایران به هیچ عنوان دست از فعالیت‌های هسته‌ای خود نمی‌کشد. دومین محور این سفر هماهنگی 2 دولت برای ادامه حملات سایبری است؛ مساله‌ای که در واقع وظیفه اصلی دونیلون در کاخ‌سفید است. تاکید بر موثر بودن حملات سایبری علیه ایران اما تنها با یک هدف دنبال می‌‌شود و آن هم جلوگیری از فشار رژیم صهیونیستی برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران است. اوباما به رای لابی صهیونیستی برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری ماه نوامبر نیاز دارد. به همین دلیل با پررنگ کردن مساله تاثیر حملات سایبری بر فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان به دنبال آرام کردن فضا و جلوگیری از هرگونه تنش احتمالی با ایران است. از این منظر دونیلون فردی است که معجزه‌های بسیاری برای اوباما کرده است! ماجرای درز اطلاعات کاخ‌سفید به رسانه‌ها و نوشته شدن کتاب «مواجهه و اختفا» توسط روزنامه‌نگار نیویورک‌تایمز کمک بسیار زیادی به اوباما کرد که نشان دهد ‌برنامه‌ریزی‌های بزرگی برای ایران دارد که می‌‌تواند جای حمله نظامی علیه این کشور را بگیرد و انتشار این کتاب موجب شد طی یک هفته لابی صهیونیستی رای بسیاری از رای‌دهندگان آمریکایی را به سمت اوباما بکشاند. دونیلون هم‌اکنون به عنوان مشاور اوباما و یکی از گزینه‌های مطرح برای وزارت خارجه ایالات متحده پاداش فاش کردن اطلاعات محرمانه کاخ‌سفید و انتشار این کتاب را دریافت می‌‌کند و با سفر به تل‌آويو از تبعات سفر میت رامنی به سرزمین‌های اشغالی نیز می‌‌کاهد.

بیانیه حمایت از آزادی شیخ نمر روحانی دستگیر شده در عربستان

بسم الله الذی هو ارحم الراحمین فی موضع العفو و رحمة و اشد المعاقبین فی موضع النکال و النقمه

در خبرها خواندیم شیخ نمر، روحانی برجسته شیعه و امام مسجد منطقه شیعه نشین العوامیه عربستان، طی عملیاتی خشونت آمیز و مسلحانه، در حال جراحت بازداشت شده است.

در پی این حادثه شیعیان عوامیه و بعد از آن مردم دیگر مناطق عربستان به خیابانها آمده اند و با شعار الله اکبر و سرنگونی رژیم منحوس آل سعود دست به تظاهرات زده اند که خبرها حاکی از آن است که در پی این اعتراضات تعدادی از جوانان شیعه ی عربستان نیز زخمی و به شهادت رسیده اند.

این در حالیست که شیخ نمر پیشتر اعلام کرده بود: من یقین دارم که بازداشت یا کشته شدن من، باعث ایجاد نهضتی خواهد شد

اصحاب دجال آخر الزمانی با عدم شناخت خود از یاران جاودانه ی جبهه ی حق به گمان باطل خود می پندارند که پیروان حسین (علیه السلام) را می توان با ترس از مرگ از حرکت در مسیر لقای به محبوب منصرف کرد. این جاهلان نمی دانند که رهروان نور، کشته شدن را به معنای در آغوش کشیدن هر چه سریع ترِ محبوب می دانند. چه هزاران سال است که این دنیا پرستان از درک "احدی الحسنینین" عاجز می باشند. جریانی که با ریخته شدن خون هابیل آغاز گردید، با خون یحیی و انبیاء الهی دیگر تداوم پیدا کرد و در محراب کوفه، گودال کربلا و مسجد شام به اوج خویش رسید.

امروز بیش از هر زمان دیگر جریان حق و باطن در مقابل یکدیگر عریان گردیده اند. جریان باطن بر جدیت خود در حماقت پافشاری می کند و جریان حق بر مقاومت مظلومانه ی اما با اقتدار تاکید دارد.

شیخ النمر عزیز، اولین فدایی این مسیر نبوده و آخرینش نیز نخواهد بود. دنیا بداند که ما شاگردان مکتب خمینی کبیر(ره) در دهه های اخیر از این نمونه فراوان دیده ایم.

مهم این است که این دست  ثلمه ها بنا بر وعده ی الهی با نصرت خداوند متعال همراه خواهد بود «إن تنصر الله ینصرکم و یثبت أقدامکم». اما دوران قضا و قدرگرایی به سر آمده است. در مقابل این چنین رفتارهایی دیگر سکوت و مدارا جائز نمی باشد. همانگونه که در طول تاریخ، مسلمانان در برابر تهاجم ایادی کفر و نفاق سر خم فرود نیاورده اند، هسته های مقاومتی که بنا بر تدبیر حضرت روح الله در سر تا سر جهان تشکیل شده است نیز با چنین رفتارهایی بر موضع خود محکم تر و مستحکم تر خواهند شد.

بنابراین فضای مجازی و کاربران سایبر نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود، لذا ضمن محکوم کردن تلاش های مذبوحانه ی دولت سعودی مبنی بر دخالت بی معنا در امور داخلی دیگر کشورها، بویژه بحرین و سوریه و سرکوب تظاهرات های مسالت آمیز در مناطق شرقی این کشور که با حماقت سوء قصد به شیخ النمر به اوج خود رسید، به دولت سعودی هشدار خواهیم داد:

 همانطور که شیخ النمر عزیز وعده داده بود، با صبر و بصیرت انقلابی خود پیچیده شدن دودمان این رژیم را برنامه ریزی کرده، از تلاش شبانه روزی در این مسیر غافل نخواهیم بود و به تعبیر مولای موحدین، جمجمه های خود را به خدا سپرده ایم و دل را به این وعده ی الهی خوش کرده ایم که «ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.»

بنابر وعد الهی که فرومود «إذا جاء الحق زهق الباطل» هرچه سریعتر به سمت از بین رفتن نوکران استکبار و طاغوت پیش خواهیم رفت...


وقد افادت وكالات الانباء العربية والاجنبية ان عالم الدين الشيعي البارز وامام جامع بلدة العوامية الشيعية في المملكة السعودية الشيخ نمر باقر النمر اعتقل مصابا جراء عملية اتسمت بالعنف المسلح. هذا وخرج سكان بلدة العوامية الشيعية وشتى مدن المملكة الى الشوارع احتجاجا على اعتقال الشيخ النمر وشهدت هذه الاحتجاجات هتافات التكبير ونداءات تدعوا لاسقاط نظام آل سعود المشؤوم حيث تشير الانباء الى سقوط عدد من الشباب الشيعة بين شهيد وجريح. هذا وقد اعلن الشيخ النمر آنفا: انني على ثقة تامة ان اعتقالي او قتلي سيؤدي الى ثورة شاملة. ويظن موالي دجال آخر الزمان بسبب عنادهم وجهلهم عن اصحاب جبهة الحق المخلدين انهم يقدرون على حرف شيعة الحسين (ع) عن التقدم في مسيرة الكدح نحو الله. ان هؤلاء الجهلة لا يعلمون ان السائرون في درب النور يعشقون الشهادة ولايخشون الموت ويعتبرونه الطريق الاقرب للوصول الى معانقة المحبوب. وابتعدوا هؤلاء الذين دعوا لاسقاط نظام آل سعود المشؤوم حيث تشير الانباء الى سقوط عدد من الشباب الشيعة بين شهيد وجريح. هذا وقد اعلن الشيخ النمر آنفا: انني على ثقة تامة ان اعتقالي او قتلي سيؤدي الى ثورة شاملة. يظن موالي دجال أخر الزمان بسبب عنادهم وجهلهم عن اصحاب جبهة الحق المخلدين انهم يقدرون على حرف شيعة الحسين (ع) من التقدم في مسيرة الكدح نحو الله. ان هؤلاء الجهلة لا يعلمون ان السائرون في درب النور يعشقون الشهادة ولايخشون الموت ويعتبرونه الطريق الاقرب للوصول الى معانقة المحبوب. وابتعدوا هؤلاء الذين إثاقلوا الى الارض عن ادراك ما معنى "احدى الحسنيين" ، التيار الذي نشأ منذ اغتيال هابيل واستمر بسفك دماء النبي يحيى ورسل رب العالمين ووصل الى ذروته في محراب الكوفة وصحراء كربلاء والجامع الاموي في الشام. ان اليوم اكثر من اي وقت مضى نستطيع تمييز الحق من الباطل ونرى ان هناك اصرار اعمى من قبل نهج الباطل المنحرف وفي المقابل نجد نهج الحق المظلوم يؤكد على مقاومته باقتدار وشموخ. ان الشيخ النمر العزيز المقاوم لم يكن اول ضحية في هذا النهج ولن يكون الاخير . فليعلم العالم اننا تلامذة مدرسة الخميني (طاب ثراه) ورأينا العديد من امثال النمر في العقود الأخيرة. ومن الجدير بالذكر ان هذه العقبات ستلاقي نصرة الله تعالى وفقا لما وعده الله في سننه وقوانينه المحكمة . ولايجوز الصمت حيال هذه السلوكيات المسيئة . وكما انه على مدى التأرخ لم ينصاع المسلمون امام هجوم عوامل الكفر والنفاق ايضا هناك ستتخذ نواة المقاومة الشعبية التي انشئت بتوجيهات وتدبير السيد "روح الله" في شتى بقاع العالم التي تروم للتحرر، مواقف اكثر صرامة وحدة. اذن لاتستثنى الشبكة العنكبوتية (الاينترنت) من هذه الرؤية والقاعدة ، فلذلك ندين ونشجب المساعي المشؤومة للنظام السعودي للتدخل غير المبرر في الشؤون الداخلية للبلدان الاخرى لاسيما البحرين وسورية وايضا ممارسة عمليات القمع والبطش في مواجهة الاحتجاجات السلمية في المناطق الشرقية لارض حرمين الشريفين والتي سميت زورا بالمملكة السعودية ووصلت هذه العمليات القمعية الغاشمة الى ذروتها بالاعتداء على سماحة الشيخ النمر. فمن هذا المنطلق نحن نحذر النظام السعودي: كما وعد سماحة الشيخ النمر سنخطط بصمودنا وبصيرتنا الثورية الى الاطاحة بهذا النظام الفاسد القبلي المستبد ولن نستكين عن مساعينا الحثيثة للوصول الى هذا الهدف السامي وكما عبّر عنه مولانا امير المؤمنين الامام علي (ع) لقد اعرنا جماجمنا لله سبحانه وتعالى ونؤمن بوعد الله في قرآنه المجيد "ان تنصر الله ينصركم ويثبت اقدامكم". واتكاءا على وعد الله الحق "اذا جاء الحق زهق الباطل" نحن ملتزمون بحث الخطى للخلاص ومحو عملاء الاستكبار والطواغيت


Some reports indicated that Awamiya Shia prominent cleric and prayer Imam “Sheikh Nimr al-Nimr” was injured and arrested aggressively by security forces which caused Awamiya shia minorities come to street to protest Nimr arrest.

Protesters chanted “Allah-u-Akbar” (which means God is great) and demanded downfall of Al-saudi regime.

In this protest ,reportedly, 3 Saudi Shia Youth were killed and several others injured.

Detention of Sheikh Nimr came as he had warned that his arrest or martyrdom would definitely lead to the establishment of an opposition movement.

Neither has “Sheikh Nimr al-Nimr” been the first figure to put his life into risk in the battle against evil, nor is he expected to be last. We, as people inspired by Imam Khomeini's school of thought, announce the world we have had many people with the same depth of character.

Yet such plots, deceptive and oppressive as they are, will totally be nullified by God's assistance, as he promises in Holy Quran: O you who believe! If you help (in the cause of) Allah, He will aid you, and make your foothold firm.

  Condemning Saudi regime's heinous intervention in other countries' internal affairs, especially in Bahrain and Syria, as well as its use of force against peaceful demonstrators in Eastern parts of Saudi - having reached its peak following Nimr al-Nimr's arrest-, we warn the regime that we have planned to stay firm so as to bring it down with resort to our revolutionary patience and insight; and that, confident by the accomplishment of god's promise highlighted in in the holy verse" O you who believe! If you help (in the cause of) Allah, He will aid you, and make your foothold firm", we will work round- the-clock to achieve our goal.

AS we are informed and promised in Quran that "Once Truth has arrived, Falsehood will perish: for Falsehood is (by its nature) bound to perish" We will be determined and steadfast to move as quickly as possible towards the annihilation of all those in service of tyranny and monarchy.

دانلود

ایثارگران عزیز می توانند مجموعه قوانین ایثارگران را دانلود کنند.
 
 

آموزش نصب ویندوزxP

طرح رژیم سعودی برای ترورطارق الهاشمی

العالم نوشت:

اطلاعات موثق از منابع اطلاعاتی عربستان سعودی حاکی است که " مقرن بن عبدالعزیز " رییس دستگاه اطلاعاتی و امینتی این کشور از کارشناسان این دستگاه خواسته است تا نقشه ای را برای ترور طارق الهاشمی معاون رییس جمهورعراق آماده کنند.

به گزارش پایگاه اینترنتی العوامیه ، "درخواست مقرن در راستای دستور پادشاه و ولیعهد عربستان صورت گرفته است.

گزارش ها حاکی است که " عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه عربستان گفته است چنانچه الهاشمی تحت فشارهای سیاسی و قضایی قرار گیرد ممکن است بسیاری از اسرار همکاری عربستان با وی که در ارتباط با القاعده و حزب بعث است را فاش کند.

این گزارش می افزاید: الهاشمی یک بازی لو رفته و برگ باخته ای است که باید سوزانده شود. اکنون وقت مناسب برای اجرای ترور است چون متهم اول این ترور دولت المالکی خواهد بود و ممکن است این ترور منجر به فتنه ای فرقه ای و ناآرامی ها در مناطق غربی عراق شود.

درگیری قطر و عربستان وارد فاز جدیدی شد

"نایف بن عبدالعزیز"، ولی‌عهد عربستان سعودی سه‌شنبه گذشته در مراسم گشایش سمیناری در ریاض تاکید کرد: به قطر اجازه نمی‌دهیم ، جایگاه دینی و مذهبی عربستان در میان کشورهای عربی را تصاحب کند.
درگیری قطر و عربستان سعودی، دو کشور عرب حوزه خلیج فارس هیچ‌گاه متوقف نشده و این‌بار بر سر اعلام سرسپردگی به "وهابیت" وارد فاز جدیدی شده است.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی العوامیه، در حالی‌که موج جدیدی از اعتراض‌های مردمی عربستان سعودی را فراگرفته و به نظر می‌رسد موج انقلاب‌های عربی پای به عربستان گذاشته است، شاهزاده "نایف بن عبدالعزیز"، ولی‌عهد این کشور تاکید کرد که به قطر اجازه نمی‌دهد، جایگاه دینی و مذهبی عربستان در میان کشورهای عربی را تصاحب کند.

"نایف بن عبدالعزیز"، ولی‌عهد عربستان سعودی سه‌شنبه گذشته در مراسم گشایش سمیناری در ریاض تاکید کرد: به قطر اجازه نمی‌دهیم ، جایگاه دینی و مذهبی عربستان در میان کشورهای عربی را تصاحب کند.
 
این سخنان شاهزاده سعودی پس از  آن مطرح شد که قطر کمتر از دو هفته پیش نام "محمد بن عبد الوهاب" را بر بزرگترین مسجد این کشور نهاد.
 
برخی تحلیل‌گران این اقدام قطر را تلاشی برای احراز جایگاه عربستان به عنوان مرکز وهابیت ارزیابی کردند.
 
شاهزاده نایف در سخنان خود گفت که حکومت سعودی بر مبنای سلفی‌گری و به‌دست "محمد بن سعود" که با "محمد بن عبدالوهاب" هم‌پیمان شده بود، تشکیل شده است و این روند همچنان ادامه دارد.
 
ولی‌عهد سعودی افزود: عربستان به سلفی بودن خود افتخار می‌کند.
 
صاحب‌نظران این سخنان تند شاهزاده سعودی را "هشداری قاطع" به قطر دانستند.
 
برخی مقامات رژیم سعودی می‌گویند که قطر آماده رقابتی شدید با عربستان شده و به همین دلیل بر سرسپردگی خود به وهابیت تاکید دارد.
 
ناظران معتقدند که آمریکا، قطر را تشویق و تحریک می‌کند تا وارد این جنگ لفظی با عربستان سعودی شود.

اعلام زمان ثبت‌نام کاندیداهای مجلس نهم

ثبت نام از داوطلبان نمایندگی دوره نهم مجلس شورای اسلامی از روز شنبه مورخ 3/10/1390 تا پایان روز جمعه مورخ 9/10/1390جمعاً به مدت 7 روز به عمل خواهد آمد.

به گزارش فارس، براساس اطلاعیه شماره 5 ستاد انتخابات کشور ثبت نام از داوطلبان نمایندگی دوره نهم مجلس شورای اسلامی از روز شنبه مورخ 3/10/1390 تا پایان روز جمعه مورخ 9/10/1390جمعاً به مدت 7 روز به عمل خواهد آمد.

متن این اطلاعیه به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اطلاعیه شماره (5) ستاد انتخابات کشور

در اجرای ماده 45 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و ماده 21 آئین نامه اجرایی آن، به آگاهی عموم ملت شریف ایران میرساند، ثبت نام از داوطلبان نمایندگی دوره نهم مجلس شورای اسلامی از روز شنبه مورخ 3/10/1390 تا پایان روز جمعه مورخ 9/10/1390جمعاً به مدت 7 روز به عمل خواهد آمد. لذا داوطلبان می توانند به منظور اعلام داوطلبی خود در مهلت تعیین شده با همراه داشتن مدارک ذیل به ستاد انتخابات کشور، فرمانداریهای مراکز حوزه‌های انتخابیه، سفارتخانه‌ها یا کنسولگری‌ها یا نمایندگی‌های سیاسی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور مراجعه و اقدام به تکمیل فرم ثبت نام نمایند.

1- اصل کارت ملی و سه نسخه تصویر آن.
2- اصل شناسنامه عکسدار و سه نسخه تصویر کلیه صفحات آن.
3- عکس جدید 4 × 3 ده قطعه (ترجیحا با زمینه روشن).
4- اصل و تصویر آخرین مدرک تحصیلی و یا مدرک معادل که معتبر باشد.
5- اصل و تصویر گواهی رسمی مبنی بر قبول استعفاء و عدم اشتغال در پست و مقام و مشاغل مشمول استعفای موضوع ماده 29 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی.
6- اصل و تصویر برگ پایان خدمت وظیفه عمومی و یا مدرکی معتبر دال بر روشن بودن وضعیت مشمولیت خدمت وظیفه عمومی.

به استناد ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند:
1- اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.
2- تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران.
3- ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه.
4- داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل آن.
5- نداشتن سوء شهرت در حوزه انتخابیه.
6- سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینایی، شنوایی و گویایی.
7- حداقل سن سی سال تمام و حداکثر هفتاد و پنج سال تمام.

تبصره 1- داوطلبان نمایندگی اقلیتهای دینی مصرح در قانون اساسی از التزام عملی به اسلام ، مذکور در بند (1) مستثنی بوده و باید در دین خود ثابت العقیده باشند.

تبصره 2 ـ هر دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی معادل یک مقطع تحصیلی فقط برای شرکت در انتخابات محسوب می شود.

بر اساس قانون تفسیر ماده (28) که در تاریخ 12/5/1390 به تایید شورای محترم نگهبان رسیده، مدرک معادل تحصیلی در هر مقطع تحصیلی مدرکی است که واجد ارزش استخدامی باشد.

در ضمن به استناد تبصره 2 ماده 9 قانون یاد شده هیچ یک از داوطلبان نمایندگی نمی توانند در بیش از یک حوزه انتخابیه خود را نامزد نمایند. در غیر اینصورت نامزدی آنان کلاً باطل و از شرکت در انتخابات آن دوره مجلس محروم می گردند.

همچنین به استناد ماده 46 قانون مذکور هر یک از داوطلبان نمایندگی مجلس می توانند شخصاً و به صورت کتبی انصراف خود را به فرمانداری یا بخشداری مرکز حوزه انتخابیه و یا وزارت کشور اعلام نمایند و عدول از انصراف نیز پذیرفته نمی شود.

پیشنهاد مقامات آمریکایی برای عملیات در ایران و بازپس گیری هواپیمای جاسوسی

پیشنهاد دیگر هم این بود که گروهی به طور غیرقانونی وارد ایران شود و هواپیمای آمریکایی را منفجر کند. گزینه سوم هم هدف گیری هواپیما در ایران در حمله هوایی بود.
شماری از مقامات آمریکا پیشنهاد ورود نظامیان آمریکایی به ایران برای بازپس گیری هواپیما جاسوسی خود را مطرح کرده اند.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، شماری از مقامات آمریکا پیشنهاد داده اند با انجام عملیات سری در داخل خاک ایران، هواپیمای جاسوسی که به تازگی توسط ایران سرنگون شده بازپس گرفته شود.

یک مقام آگاه نظامی در هفته جاری از سرنگونی یک فروند هواپیمای بدون سرنشین و جاسوسی آمریکا در مرزهای شرق کشور توسط پدافند ایران خبر داده بود. وی گفته بود که این هواپیما، با اندکی خسارت در اختیار ایران قرار گرفته است.

براساس این گزارش، یک منبع رسمی آمریکا گفت که مقامات این کشور به این موضوع فکر کردند که با انجام عملیات سری در داخل ایران ، هواپیمای جاسوسی را پس گرفته و آن را نابود کنند ولی در نهایت به این نتیجه رسیدند که چنین عملیاتی ارزش ریسک ندارد زیرا ممکن است منجر به رویارویی خطرناکی با ایران شود.

مقامات آمریکایی گزینه های دیگری را نیز برای باز پس گیری هواپیمای جاسوسی خود بررسی کردند. براساس گزینه اول، یک گروه از نظامیان ویژه مستقردر افغانستان به خاک ایران اعزام  شوند و در کنار آن، از مزدوران داخلی در ایران برای یافتن لاشه هواپیمای آمریکا استفاده شود.

پیشنهاد دیگر هم این بود که گروهی به طور غیرقانونی وارد ایران شود و هواپیمای آمریکایی را منفجر کند. گزینه سوم هدف گیری هواپیما در ایران در حمله هوایی بود.

با این حال مقامات آمریکایی نگران بودند که این عملیات بازپس گیری لاشه هواپیما یا نابودی آن ، کشف شود .

یک مقام آمریکایی هم گفت که پیشنهاد بازپس گیری  هواپیما یا نابودی آن مورد استقبال مقامات آمریکایی قرار نگرفت زیرا ممکن بود به حادثه ای بزرگتر منجر شود.

یک مقام مسئول در آمریکا هم بیان داشت: ورود یک گروه از نظامیان رزمی به خاک ایران برای بازپس گیری لاشه هواپیما یا نابودی آن می تواند آمریکا را در معرض اتهام دولت ایران قرار دهد زیرا اقدامی در راستای آغاز جنگ است.

شماری از مقامات آمریکایی برخلاف اعلام نظر مقامات ایران گفته اند این هواپیما با استفاده از هک سامانه های الکترونیکی نظامی آمریکا یا اقدام نظامی ، سرنگون نشده بلکه مشکل فنی منجر به سقوط این هواپیما شده است.

 با این حال مقامات ایرانی اعلام کرده اند که هواپیما را با بهره مندی از روش های جنگ الکترونیک در اختیار خود قرار گرفته اند و به زودی آن را در معرض نمایش قرار خواهند داد. به گفته آنها ایران قادر خواهد بود با مهندسی معکوس از این نوع هواپیما که انحصاراً‌ در اختیار آمریکاست کپی سازی کند.

هواپیمای جاسوسی،اشکال فنی داشت یا ایران آن را تحت کنترل درآورد؟

وقتی سامانه های بدون سرنشین قدیمی تر و کمتر پیشرفته نسبت به RQ-170 ، مثل پردیتور دارای سیستمی هستند که به محض قطع ارتباط مرکز فرماندهی و کنترل با پهپاد، به صورت اتوماتیک به سمت پایگاه مبداء باز خواهند گشت، چگونه است که این سیستم بسیار پیشرفته که می توان جزئیاتی از عملکرد آنرا در مستند " Secrets of Navy Seal Team Six " که از شبکه دیسکاوری در سال 2011 پخش شده، مشاهده کرد فاقد این سامانه یا حتی فاقد سیستم های مرسوم برای تعیین موقعیت باشد؟!
مشرق - هواپیمای بدون سرنشینRQ-170  که اصطلاحا Sentinel  یا دیده بان نامیده می شود و برخی آنرا جانور قندهار (محلی که اولین بار تصویر آن منتشر شد) می گویند، یکی از مدرن ترین پهپادهای ارتش امریکایی است که استفاده از آن دستاوردهای مهمی برای نیروهای مسلح این کشور به همراه داشته و حتی در اقدامی مهم همچون کشتن اسامه بن لادن نیز ایفای نقش کرده است.
 
در یک نگاه کلی،  RQ-170 از نظر طراحی شبیه به بمب افکن پنهان کار  B-2 نیروی هوایی آمریکا است که به منظور انجام عملیات های شناسایی در ارتفاع بالا ساخته شده است و با توجه به اینکه در سال 2007 میلادی و پس از دو سال از عملیاتی شدن این پهپاد، اولین تصاویر آن منتشر شد، مشخص می شود که از جمله جدیدترین و مدرن ترین هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی بوده که از درجه حفاظت بالایی نیز برخوردار است.
 
پس از انتشار خبر مربوط به ساقط شدن این هواپیما در خاک ایران، مهمترین سناریوی رسانه های غربی، کم اهمیت نشان دادن این اتفاق مهم است؛ این روند از انتشار تصاویر مربوط به هواپیمای بدون سرنشین پردیتور در اخبار رسانه های مهم دنیا شروع شده و با ذکر جملات و کدهای خبری همچون "از دست رفتن کنترل هواپیما" و اشاره به "گم شدن آن در هفته گذشته"، تلاش کردند موضوع را یک اتفاق ساده نظامی جلوه دهند و از این طریق، تلاش رسانه های کشورمان برای انعکاس این دستاورد مهم دفاعی، یک هیجان غیرحرفه ای معرفی شود.
 
اما چرا باید به این شگرد روانی رسانه های غربی و ارتش آمریکا شک کرد؟ پاسخ در بررسی زوایا و نحوه فعالیت این پهپاد مرموز امریکایی نهفته است.
 
می توان موضوع را با یک توضیح ساده پیش برد. امریکا به عنوان سازنده این هواپیمای مدرن، اعلام می کند که این هواپیما چند روز پیش «ناپدید» و احتمالا پس از سقوط، به دست ایران افتاده است و این موضوع هیچ نشانه ای از توانمندی خاص دفاعی در کشورمان ندارد.
 
این نکته شاید برای فرونشاندن جو رسانه ای موثر باشد اما از نظر بررسی کارشناسی، کاملا مردود است.
 
در جواب باید گفت:
 
وقتی سامانه های بدون سرنشین قدیمی تر و کمتر پیشرفته نسبت به RQ-170 ، مثل پردیتور دارای سیستمی هستند که به محض قطع ارتباط مرکز فرماندهی و کنترل با پهپاد، به صورت اتوماتیک به سمت پایگاه مبداء باز خواهند گشت، چگونه است که این سیستم بسیار پیشرفته که می توان جزئیاتی از عملکرد آنرا در مستند " Secrets of Navy Seal Team Six  " که از شبکه دیسکاوری در سال 2011 پخش شده، مشاهده کرد فاقد این سامانه یا حتی فاقد سیستم های مرسوم برای تعیین موقعیت باشد؟!
 
نکته دیگر اینکه، این پهپادها دارای سیستم هایی هستند که پس از ناامیدی یگان هدایت کننده از بازگرداندن آن، یا به صورت دستوری و یا اتوماتیک، برای جلوگیری از دستیابی دیگران به اطلاعات آن، منفجر می شوند. پس چگونه ممکن است این پرنده مدرن بدون سرنشین، به راحتی در اختیار کشورمان قرار گرفته باشد؟
 
در فاز بعدی، به نظر می رسد آمریکا تلاش کرده به کمک رسانه های غربی، موضوع دستیابی کشورمان به این پهپاد را فاقد دستاورد برای ایران تفسیر کند و آسوشیتدپرس، با اشاره به اینکه «احتمالاً این هواپیما از ارتفاع بسیار بالا سقوط کرده و قطعات بزرگی به دست ایرانی ها نیفتاده» این موضوع را از دو منظر مورد توجه قرار دهد؛ 1- عدم دخالت ایران در سقوط این پهپاد 2- بی ارزش بودن قطعات به دست آمده.
 
 اما پاسخ به این دو شبهه:
 
1- اگر این پهپاد توسط ایران، حداقل شناسایی و ساقط نشده، چگونه از قطعات کوچک آن می توان فهمید که این پرنده RQ-170  است؟
2- قطعات بر فرض کوچک هم می تواند اطلاعات مناسبی از تکنولوژی مواد به کار رفته در آن در اختیار نیروهای مسلح کشورمان قرار دهد.
 
واضح تر اینکه، در سالهای اخیر تعدادی از پهپادهای آمریکایی در افغانستان، عراق، پاکستان یا حتی سومالی سقوط کرده یا ساقط شده اند و در اکثر موارد نیروهای آمریکایی با بمباران لاشه به جامانده از پرنده مورد نظر، مانع از دسترسی سایر کشورها یا گروه ها به تکنولوژی به کار رفته در آنها شده اند. این مسئله نشان دهنده این واقعیت است که حتی یک پهپاد ساقط شده می تواند حاوی اطلاعات بسیار ذی قیمتی باشد، حال اگر این هواپیما به صورت تقریبا سالم بدست کشور دیگری بیفتد چه خواهد شد؟
 
پس می توان دریافت که طرح نکاتی مانند گم شدن این پرنده (با توجه به تکنولوژی به کار رفته در آن)، نابود شدن کامل آن (با توجه به مشخص شدن نوع این پهپاد توسط ایران) و بی ارزش بودن قطعات به دست آمده (با توجه به ترس امریکا از سقوط پهپادها در کشورهای مختلف) تنها خوراک رسانه ای برای شبکه ها و مطبوعات غربی محسوب می شود.
 
اما سوال پایانی و مهم در خصوص این اتفاق مهم، امکان اثبات دستیابی ایران به تکنولوژی کشف، انحراف و سپس هدایت پهپادهای مدرن آمریکا است.
 
اگرچه پاسخ قطعی به این سوال، تنها بر عهده کارشناسان متخصص و تایید مسئولان ارشد نیروهای مسلح کشورمان است، اما می توان چند شاهد مثال را برای تایید این موضوع مطرح کرد:
 
1- در کنفرانس مطبوعاتی 10 آگوست 2010 که در بیروت برگزار شد، سید حسن نصرالله  اسنادی را نشان داد که توسط هواپیمای بدون سرنشین اسرائیل  گرفته شده بود. انتشار این اسناد باعث به وجود آمدن فرضیات مختلفی شد که از جمله مهمترین آن، نفوذ حزب الله به سامانه پهپادهای رژیم صهیونیستی بود که هیچگاه مورد تکذیب قرار نگرفت. آیا ایران در این زمینه از حزب الله لبنان عقب تر است؟ قطعا خیر.

2- در اختیار داشتن رادارهایی مانند نبو، کاستا و برخی سامانه های بومی. به عنوان مثال بنا بر اطلاعات تایید شده رسانه های تخصصی غرب، رادار نبو پيشرفته ترين سيستم راداري  VHF است که تاکنون  ساخته شده و با استفاده از توانايي هاي  AESA قابليت هدايت الکترونيکي  امواج، رهگيري و تعقيب زاويه اي تک پالسها و داراي قابليت تصوير سازي 4  بعدي براي رد کردن اخلالگرهاي ديجيتال را دارا مي باشد.

3- خبرگزاری رویترز مهرماه سال جاری خبری درباره نفوذ برخی ویروس ها در سامانه هدایت پهپادهای امریکایی، منتشر کرد. به گفته این رسانه، « مقامات آمریکایی همچنان درحال بررسی این مسئله هستند که آیا این ویروس می  تواند خطرناک باشد یا خیر و اینکه این ویروس چگونه می تواند بر سیستم  رایانه ای به شدت محافظت شده هواپیماهای بدون سرنشین در پایگاه نوادا  تاثیر بگذارد؛ جایی که خلبانان آمریکایی این هواپیماها را برای انجام  دادن ماموریت در عراق ، افغانستان و نقاط دیگر به پرواز در می آورند  . » نفوذ یک ویروس در چنین سیستم های پیشرفته ای، شاید چنین نتایجی را هم به همراه داشته باشد.

4- آن روز که قایق فوق سریع Bladerunner 51  به دست سپاه پاسداران افتاد و حتی رییس جمهور امریکا نسبت به این موضوع اعلام نگرانی کرد نیز برخی کارشناسان غربی معتقد بودند امکان کپی آن برای صنایع ایران امکان پذیر نیست، اما امروز جرات اصلاح سخنان خود را ندارند.
 
آخر اینکه به نظر می رسد ترفند فعالی آمریکا در جهت ترغیب مسئولان ایرانی برای نشان دادن این پهپاد و به تبع آن، مشخص شدن سریع میزان موفقیت کشورمان در شناسایی، اخلال و هدایت این پهپاد مدرن باشد اما هرچه هست مطمئن شده ایم که با شناساییRQ-170  ، دیگر هواپیماهای پنهانکار و پر ادعای نیروی هوایی آمریکا که اندازه ای بزرگتر از این دیده بان امریکایی دارند، فرصتی برای عرض اندام نخواهند داشت.

کودکی که مسجد شیعیان را منفجر کرد!

به گزارش شیعه آنلاین، یکی از نیروهای امنیتی عراق که خواست نامش فاش نشود طی اظهاراتی گفت: هفته گذشته در استان سنی نشین "دیالی" زنی را بازداشت کرده ایم که فرزند 9 ساله خود را در راه منفجر کردن یکی از مساجد شیعیان از دست داده است.

وی در ادامه افزود: همکاران امنیتی بنده موفق شدند پس از چند روز کار اطلاعاتی، زنی بنام «س. العبیدی» را بازداشت کنند که او اعتراف کرده در سال 2006 میلادی برای منفجر کردن یکی از مساجد شیعیان در "دیالی"، کودک 9 ساله خود را آماده و آن مسجد شیعی را منفجر کرد.

این مقام امنیتی عراقی همچنین گفت: این زن که از اعضای شبکه تروریستی القاعده است، به همراه همسر جدیدش «حمید علوان» 53 ساله که او نیز عضو این شبکه تروریستی است، بازداشت شد. این دو نفر پس از عملیات اخیر نیروهای تروریستی القاعده علیه نیروهای "بیداری عراق" بازداشت شدند.

وی افزود: خانم «س. العبیدی» مادر "کاظم" 18 ساله و "هناء" 14 ساله و "مرتضی" 9 ساله است. این مادر تروریست، مرتضی را برای منفجر کردن این مسجد شیعی آماده کرد. او از اهالی روستای "خالص" در استان "دیالی" است. همسر جدید وی، مسئول هماهنگی عملیات های شبکه تروریستی القاعده در منطقه "العامریه" عراق بوده است.

این مقام امنیتی گفت: در واقع «حمید علوان» همسر خود را فریب داد و از وی خواست که کودک 9 ساله اش را برای انفجار این مسجد شیعی آماده کند. خانم «س. العبیدی» هم با حرف های فریبنده او فریب خورد و کودک خود را آماده کرد. در مسیر رسیدن به مسجد، ناگهان کنترل خود را از دست داد و شروع کرد به گریه کردن اما اشک های او فایده ای نداشت زیرا «علوان» او را از خودرو پیدا کرد و فورا مرتضی را به نزدیکی محل عملیات رساند و او را راهی مسجد کرد. دقایقی بعد مسجد منفجر شد و 9 تن شهید و 8 تن دیگر زخمی شدند.

وی در ادامه افزود: دو ماه پس از آن انفجار، «علوان» تلاش کرد همسر خود را مجددا فریب دهد تا کاظم را نیز آماده کند اما کاظم 18 ساله که از ماجرا بو برد، شبانه از منزل فرار کرد.

فیلم: گفته‌ها و ناگفته‌های «حاج قاسم»

http://www.tabnak.ir/fa/news/205046/

متن كامل ضميمه گزارش آمانو درباره ايران

يوكيا آمانو ـ مديركل آژانس ـ به آخرين گزارشش در سال 2011 درباره برنامه هسته‌يي ايران، ضميمه‌اي 12 صفحه‌يي اضافه كرده است كه به آن چه ابعاد نظامي برنامه هسته‌يي ايران خوانده شده است مي‌پردازد. انتشار اين ضميمه با اعتراض شديد ايران، روسيه و چين روبه‌رو شده است.

ضمیمه رادر ادامه مطلب مطالعه نمایید.
ادامه نوشته

متن کامل سخنرانی رئیس جمهور ایران در سازمان ملل

آيا وجود 268 پايگاه نظامي و اطلاعاتي آمريكا در آلمان، 124 پايگاه در ژاپن، 87 پايگاه در کره جنوبي، 83 پايگاه در ايتاليا، 45 پايگاه در انگليس و 21 پايگاه نظامي و اطلاعاتي آمريکا در پرتغال و صدها پايگاه در ديگر نقاط جهان معنايي جز اشغال نظامي دارد؟
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران عصر روز پنجشنبه به وقت تهران در سازمان ملل متحد سخنرانی کرد.

به گزارش عصر ایران، این برای هفتمین بار است که احمدی نژاد با سفر به نیویورک، در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی می کند. در هنگام سخنرانی رئیس جمهور درباره حادثه 11 سپتامبر، دیپلمات های آمریکا و شماری از کشورهای اروپایی، محل سخنرانی را به نشانه اعتراض، ترک کردند.

متن كامل سخنان رييس جمهور ايران در شصت و ششمين مجمع عمومي سازمان ملل به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، بدين شرح است:

الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي جميع الانبياء والمرسلين و سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه

جناب آقاي رئيس
عاليجنابان
خانم ها و آقايان

خداوند عزيز و حکيم را سپاسگزارم که فرصت حضور در اين مجمع را عنايت فرمود. از رئيس قبلي مجمع تشكر ميكنم و به رئيس جديد تبريك ميگويم.
ياد جان باختگان حوادث يکسال اخير به ويژه زلزله و انفجار اتمي ژاپن، قحطي سومالي و سيل پاكستان را گرامي ميدارم و از همگان ميخواهم که کمکهاي خود را گسترش دهند.
طي شش سال در موضوعات مختلف جهاني و از ضرورت تغيير و تحول در مناسبات سخن گفتيم.





امروز با توجه به تحولات رو به گسترش از منظر ديگري به تحليل آنها ميپردازم.
ميدانيد که فصل مشترک و امتياز انسانها بر ساير موجودات برخورداري از فطرت انساني است که هديه الهي و جلوه روح خدايي است و از جمله:

ايمان به خداي ازلي و ابدي و قادر و خالق و تدبير کننده امور عالم
مهرورزي به هم نوع، بخشندگي و عدالت طلبي و صداقت در کلام و عمل
عزت طلبي و تعالي جويي مادي و معنوي و آزادي و آزاديخواهي و مطالبه آزادگي
نفي ظلم، فساد و تبعيض و حمايت از ستمديدگان
مطالبه سعادت، صلح و امنيت پايدار براي همگان
اينها برخي از جلوه هاي فطرت الهي و مشترک انساني است که به وضوح، در آرزوهاي تاريخي، از طريق ميراث ماندگار نظم و نثر و آثار تحقيقي و هنري و نيز در تحولات و جنبشهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي خود را نشان داده است.
همه پيامبران الهي و مصلحان به اين امور دعوت کرده اند.
خداوند انسان را صاحب كرامت و سقف رشد و پرواز او را تا مقام جانشيني خود خواسته است.


دوستان

روشن است که عليرغم دستآوردهاي بزرگ تاريخي از جمله مجمع ملل متحد كه محصول تلاشها و مبارزات انسانهاي آزادانديش و عدالت طلب و همكاريهاي بين المللي بوده است، جامعه بشري با آرزوها و آرمانهاي فطري خود فاصله بسيار دارد.
عموم ملتها از وضع موجود ناراضي اند.

به رغم تمايل عمومي انسانها به صلح، پيشرفت و برادري، همانگونه كه مي بينيم:

جنگها، کشتارها، فقر گسترده، بحرانهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي، تبعيضها، تحقيرها، خودخواهيها و ناامنيها، حقوق و شخصيت ملتها را مخدوش نموده و رنجها و خسارات غير قابل جبراني را تحميل کرده است.
حدود سه ميليارد نفر فقير در جهان با روزي كمتر از 5/2 دلار و بيش از يك ميليارد نفر آنان بدون حتي يك وعده غذا در روز زندگي مي كنند.
40% فقيرترين جمعيت جهان فقط 5% درآمد و 20% ثروتمندترين 75% درآمد را دارند.


روزانه بيش از 22 هزار كودك به دليل فقر در مظلوميت كامل مي ميرند.
80% امكانات مالي آمريكا در اختيار 10% جمعيت و 20% آن در اختيار90% جمعيت است.

به راستي علت چيست و راه حل کدام است؟
حاکمان بر مراکز مديريت جهاني با فاصله انداختن بين اخلاق و معنويت با زندگي اجتماعي ادعا مي كنند كه علت اين وضع پيروي از راه انبياء و ضعف ملتها و عملکرد چند گروه و فرد بوده و تنها انديشه ها و راه و روش آنها نجات بخش جامعه بشري است!

اما دوستان؛
غير از اين است که علت اصلي را بايد در نظام حاکم بر امور بين الملل و شيوه مديريت جهاني جستجو کرد؟

لطفا به اين سئوالات توجه فرمائيد:
چه کساني طي چند قرن دوره سياه برده داري ده ها ميليون انسان را به زور از آفريقا و ساير مناطق ربوده و در آمريکا و اروپا قرباني مطامع مادي خود کردند؟
تحميل بيش از چهار قرن دوره غمبار استعمار و اشغال سرزمين و چپاول گسترده منابع و نابودي استعدادها و زبان و فرهنگ و هويت ملتها را چه کساني انجام داده اند؟

چه کساني جنگهاي اول و دوم جهاني با حدود هفتاد ميليون کشته و صدها ميليون مجروح و آواره و جنگ كره و ويتنام را راه انداختند؟
چه کساني با فريبکاري، صهيونيستها و بيش از شصت سال جنگ، آوارگي، ترور و کشتار را بر ملت فلسطين و ملتهاي منطقه تحميل و از آن حمايت نموده اند؟


چه کساني دهها سال دولتهاي ديکتاتوري و کودتايي را بر ملتهاي آمريکاي لاتين، آفريقا و آسيا تحميل کرده و با آنان رابطه صميمي داشته اند؟

چه کساني از بمب اتم عليه مردم بي دفاع استفاده کردند و امروز هم هزاران کلاهک هسته اي ذخيره کرده اند.
اقتصادِ چه کساني متکي به فروش سلاح و ايجاد جنگ براي مصرف آن است؟

چه کساني صدام را در حمله به ايران و تحميل 8 سال جنگ و استفاده از بمب شيميايي و حمله به شهرها تجهيز و تشويق کردند؟
چه کساني به بهانه حادثه مشکوک 11 سپتامبر، و در واقع براي سلطه بر خاورميانه و نفت آن، افغانستان و عراق را اشغال کردند و ميليونها نفر کشته و مجروح و آواره بر جاي گذاشتند؟

چه کساني با لغو نظام برتونوودز ده ها هزار ميليارد دلار بدون پشتوانه خلق كرده و به تبع آن تورم را به بازار جهاني تزريق و معادل اين رقم هنگفت را از دسترنج ملتها تصاحب کردند؟
چه کساني سالانه بيش از 1000 ميليارد دلار يعني بيش از تمام کشورهاي دنيا هزينه نظامي دارند و به هر بهانه اي دائماً ملتها و دولتهاي مستقل را به حمله نظامي تهديد مي كنند؟
بدهکارترين دولتهاي دنيا کدام دولتها هستند؟

مديران اصلي مراکز سياستگذاري اقتصاد جهاني چه كساني هستند؟
چه کساني مسبب بحران اقتصادي اند و تبعات آن را در آمريكا، اروپا و همه جهان بر ملتها تحميل مي کنند؟

چه کساني براي فروريختنِ فوري چند هزار تن بمب بر سر ملتها آمادگي دارند ولي براي رساندن اندكي کمک به مردم بحران زده سومالي و يا ساير نقاط به ماه ها زمان نياز دارند؟
شوراي امنيت که مسئول امنيت جهاني است، در سيطره چه کساني است؟

ده ها سئوال مشابه وجود دارد كه البته پاسخ آنها روشن است.
قريب به اتفاق ملتها و دولتهاي جهان در اين امور نقشي نداشته و ندارند بلكه خود قرباني بوده و خسارات فراوان ديده اند.

مثل روز روشن است که همان برده داران و استعمارگران و مسببان جنگ اول و دوم و نابساماني هاي پس از آن تا به امروز با تغيير چهره بر شوراي امنيت و مراكز اصلي اقتصادي و سياسي جهان سيطره پيدا كرده اند.


همکاران گرامي؛
آيا اينان صلاحيت ادامه مديريت را دارند و آيا پذيرفته اند كه خود را مدعي انحصاري دفاع از آزادي و دموکراسي و حقوق انسانها و ملتها معرفي كنند و با همين ادعا كشورها را مورد حمله نظامي قرار داده و اشغال كنند؟

آيا گُل دموکراسي و آزادي از موشکها و بمبهاي نيروهاي ناتو شکوفا خواهد شد؟
خانمها و آقايان؛

اگر برخي كشورهاي اروپايي به بهانه هلوکاست پس از شش دهه همچنان به صهيونيستها جريمه مي پردازند، آيا مسببان برده داري و استعمار نبايد به ملتهاي خسارت ديده، جريمه بپردازند.
اگر خسارات دوران برده داري و استعمار پرداخت شود، وضعيت اَبَر سرمايه داران پشت صحنه دولتهاي آمريکا و اروپايي چه خواهد شد؟ آيا فاصلهاي بين شمال و جنوب باقي مي ماند؟

اگر فقط نيمي از هزينه هاي نظامي دولت آمريکا و متحدين اش در ناتو صرف رفع مشکلات اقتصادي ملتهايشان شود، آيا اثري از بحران اقتصادي باقي خواهد ماند؟
با پرداخت اين مقدار به ملتهاي فقير نتيجه چه خواهد شد؟

آيا وجود 268 پايگاه نظامي و اطلاعاتي آمريكا در آلمان، 124 پايگاه در ژاپن، 87 پايگاه در کره جنوبي، 83 پايگاه در ايتاليا، 45 پايگاه در انگليس و 21 پايگاه نظامي و اطلاعاتي آمريکا در پرتغال و صدها پايگاه در ديگر نقاط جهان معنايي جز اشغال نظامي دارد؟

آيا بمبهاي اتمي مستقر در اين پايگاه ها، امنيت ملتها را به مخاطره نيانداخته است؟


خانم ها و آقايان؛
سئوال اصلي اين است که ريشه اين رفتار غلط چيست ؟
علت اصلي را بايد در باورها و رفتارهاي گروه حاکم جستجو کرد.

عده اي به هم پيوسته و سازمان يافته كه بر خلاف گرايشات فطري بشري، به خداي يكتا و راه پيامبران ايمان ندارند و هواهاي خود را جاي خدا نشانده اند.
نزد آنان فقط قدرت و ثروت اصالت دارد و همه برنامه ها در خدمت کسب آن است و ملتهاي ضعيف در برابر آنان اميدي به استيفاي حقوق قانوني خود ندارند؛ پيشرفت، رفاه و عزت خود را در نابودي، فقر و تحقير ديگران جستجو مي کنند.

خود را برتر از ديگران و صاحب امتيازات ويژه و انحصاري دانسته و براي ديگران ارزش و حقي قائل نيستند و به خود اجازه مي دهند حقوق همه ملتها و دولتها را زير پا بگذارند.
به زورِ سلاح و سوء استفاده از سازوکارهاي بين المللي خود را همه كاره عالم و قيم دولتها و ملتها معرفي كرده و به سادگي قانون را در سطح بين المللي نقض مي كنند.

اصرار دارند شيوه زندگي و باورهاي خود را به ديگران تحميل کنند. به طور رسمي از نژادپرستي حمايت مي كنند.
با دخالت نظامي و تخريب زيرساختهاي كشورها آنها را ضعيف و محتاج كرده و آنگاه با سوء استفاده از اين وضعيت ثروتشان را به تاراج مي برند.

با ايجاد اختلاف بين اقوام و ملتها، تخم كينه و نفرت كاشته و با ايجاد فضاي ناامني و سوء ظن فرصت رشد و شكوفايي را از آنان مي گيرند.
همه فرهنگ، هويت، جان و مال ملتها، ارزشهاي انساني و اخلاقي، زنان، جوانان و خانواده ها در جريان سلطه طلبي آنان و غارت منابع ملتها قرباني مي شوند.
براي تامين منافع و اهداف سلطه گرانه خود فريبکاري و پنهانکاري و ترويج مواد مخدر و حتي ترور و كشتن انسانها را نيز مجاز مي شمارند. پس از اشغال افغانستان توسط ناتو، توليد مواد مخدر چندين برابر شده است.



تحمل کوچکترين انتقاد و يا سئوال را ندارند و بجاي پاسخگويي به تخلفات خود هميشه طلبكاري مي كنند.
با استفاده از شبكه استعماري رسانه اي در برابر سئوال از هلوکاست، سئوال کننده را مورد هجمه و تهديد قرار مي دهند و در برابر سئوال از 11 سپتامبر تهديد به تحريم و حمله نظامي مي کنند.
سال قبل، پس از طرح ضرورت تشکيل کميته حقيقت ياب براي روشن شدن زواياي پنهان ماجراي تلخ 11 سپتامبر، که خواست دولتها و ملتهاي مستقل و حتي ملت آمريكاست، به جاي ارائه پاسخ روشن، اينجانب و ملتم توسط دولت آمريکا مورد تهديد و فشار قرار گرفتيم.

به جاي تشکيل کميته حقيقت ياب 11 سپتامبر، متهم اصلي را که از مدتها قبل تحت نظر آنان بود کشتند و به دريا انداختند.
آيا نمي بايست با محاکمه علني متهم اصلي، عوامل تامين کننده فضاي امن براي هواپيماهاي مهاجم به برجها، شناسايي و معرفي مي شدند.

چرا نبايد با محاکمه علني متهم اصلي، عوامل راه اندازي گروه هاي تروريستي و تحميل جنگ و کشتار به ملتهاي منطقه معرفي مي شدند. آيا اطلاعاتي هست كه بايد مخفي بماند؟
آنان انديشه صهيونيستي را مقدس و سئوال از اساس و تاريخ آن را گناهي نابخشودني مي شمارند وليكن توهين و تجاوز به حريم تمام مقدسات بشري و الهي را روا مي دارند.
دوستان و همکاران؛

آزادي حقيقي، عدالت، حق انتخاب، عزت، رفاه وامنيت پايدار حق همه ملتهاست.
كسب اين ارزشها نه از طريق اتكاء به مديريت ناصالح جهاني موجود و يا دخالت مستكبران و يا از مجراي تفنگ نيروهاي ناتو بلكه در سايه استقلال و پذيرش حقوق متقابل و همدلي و همکاري بدست خواهد آمد.
آيا راهي براي حل مشکلات جامعه بشري و نيل به آرزوهاي تاريخي براي صلح و امنيت و برابري، از درون سازوکارهاي فعلي حاکم وجود دارد؟

همه کساني که تلاش کردند با حفظ انديشه و مباني وضع موجود اصلاحاتي انجام دهند شکست خوردند. تلاشهاي ارزشمند جنبش عدم تعهد، گروه هاي 77 و 15 و برخي از شخصيتها گرچه تاثيراتي داشته است ولي نتوانست وضعيت را تغيير دهد.
مديريت جهاني نيازمند اصلاحات اساسي است.

اما چه بايد كرد؟

همکاران گرامي ؛
بايد با عزم عمومي و همکاري و مشارکت همگاني طرحي نو در انداخت.
طرحي که بر انديشه انساني و فطري و ارزشهاي جهان شمول از جمله توحيد، عدالت، آزادي، محبت و جستجوي سعادت از طريق سعادت همگان استوار باشد.
ايده سازمان ملل يك دستآورد بزرگ و تاريخي جامعه بشري است. بايد آن را مهم دانست و از ظرفيتهاي آن حداكثر استفاده را كرد.

نبايد اجازه دهيم كه سازمان ملل بيش از اين از جايگاه اصلي خود يعني محل تبلور اراده جمعي ملتها تنزل كرده و به ابزاري براي قدرتهاي جهاني بدل شود.
براي تامين صلح و امنيت پايدار بايد زمينه دخالت و مشاركت همگاني را از طريق سازوكارهاي عادلانه فراهم كنيم.
بايد به معناي واقعي كلمه، مديريت مشترك جهاني را تحقق بخشيم. قوانين و قواعد مسلم حقوق بين المللي و صلح ، آزادي و عدالت بايد مبناي اصلي تصميمات و اقدامات جهاني باشد.

هر كدام از ما بايد به اين حقيقت اذعان كنيم كه هيچ راهي جز "مشاركت همگاني در مديريت جهاني" براي رفع نابساماني ها و دفع ظلم و نفي تبعيض وجود ندارد.
اين تنها راه سعادت جامعه بشري وحقيقتي روشن و اجتناب ناپذير است.

همه به اين مسئله علم داريم اما اين كافي نيست، بلكه بايد به آن ايمان داشته باشيم و براي اجراي آن از هيچ كوششي دريغ نكنيم.

دوستان عزيز و همكاران خوبم؛

بنابراين مديريت مشترك حق همه ملتهاست و ما بايد به عنوان نمايندگان ملتهايمان از آن دفاع كنيم.
برخي قدرتها مي كوشند تا جامعه جهاني را از امكان تفاهم و همكاري جمعي و مشترك نااميد كنند، اما ما بايد باور كنيم كه مي توانيم به مديريت مشترك واقعي دست پيدا كنيم.
تشكيل سازمان ملل براي ايجاد امكان مشاركت موثر همه ملتها در تصميمات جهاني است.

همه مي دانيم كه اين امكان هنوز فراهم نشده و ريشه آن نيز عدم رعايت عدالت در ساختار و سازوكارهاي مديريتي سازمان ملل است.
تركيب شوراي امنيت ناعادلانه است. تغييرات و اصلاحات براي تشكيل كامل و واقعي سازمان ملل نياز اصلي و اساسي است كه مجمع عمومي بايد به آن بپردازد .
در نشست سال گذشته با ذكر اهميت موضوع پيشنهاد كردم كه اين دهه، دهه "مديريت مشترك جهاني" نامگذاري و از همه ظرفيتها براي ايجاد جهاني متحد استفاده شود.

اكنون نيز پيشنهاد خود را تكرار مي كنم و اطمينان دارم كه در سايه همكاري هاي بين المللي و دلسوزيهاي روساي كشورها و دولتها و با پشتيباني ملتها و پافشاري بر عدالت مي توانيم استوار و سريع به سوي آينده اي متعلق به همگان، گام برداريم .

اين، حركت در مسير جريان زلال و پاك آفرينش به سوي آينده روشن بشري است.
آينده اي كه با قدم نهادن بشر به راه انبياء و صلحا و تمسك به ارزشهاي الهي- انساني و تحت مديريت وارث همه انبياء و اولياي الهي و نسل پاك پيامبر بزرگوار اسلام(ص) ، منجي عالم بشري و موعود اُمَم حضرت مهدي(عج) بزودي تحقق خواهد يافت.

آمدن جامعه اي برتر و ايده آل، با ظهور انساني كامل كه عاشق صادق و حقيقي همه انسانهاست، وعده قطعي خداوند است.
او با همراهي حضرت عيسي مسيح(ع) و پيشاپيشِ همه صالحان و آزاديخواهان و عدالت طلبان، ظلم و تبعيض را ريشه كن كرده و با ارتقاي سطح علم و معرفت انسانها، صلح، عدالت، آزادي و عشق را در سراسر جهان خواهد گسترد. او زيبايي ها و خوبي ها را به همه آحاد بشر هديه خواهد كرد و طعم شيرين زندگي را به يكايك انسان ها خواهد چشانيد.

امروز فطرت ملتها بيدار شده و به موازات افزايش آگاهي هاي عمومي، ديگر تحقير و تحميق و ظلم و تبعيض را برنمي تابد .
ملت بزرگ و تمدن ساز ايران آماده است تا در اين مسير زيبا و پر افتخار دست ديگر ملتها را به گرمي بفشارد و در راستاي اراده جمعي جهاني همه توان خود را به مشاركت بگذارد.
سلام بر عشق و آزادي، سلام بر عدالت و آگاهي و سلام بر آينده روشن و درخشان بشري.

سلاخی انقلابیون یمنی به دست آل سعود + تصاویر دردناک

نکته دردآور کشتار روز گذشته مردم یمن، شلیک تک تیراندازان سعودی و یمنی به مردم بی‌دفاع و حتی کودکان یمنی است، به گونه‌ای که روز گذشته، یک کودک نیز توسط همین تک تیراندازها در یمن کشته شد. پدر این پسربچه به «رویترز» گفت: «من از ماشین پیاده شدم تا کمی مواد غذایی بخرم. بچه‌ها را گذاشتم در ماشین بمانند. بعد صدای فریاد پسر بزرگترم را شنیدم. یک تیر درست به وسط سر پسر کوچکم خورده بود».
سرویس بین‌الملل ـ در حالی که قتل عام انقلابیون در یمن به شدت بالا گرفته و گزارش‌های فرستاده شده از یمن، از شدت خونریزی در این کشور خبر می‌دهد، شاهدان از حضور نظامیان و تجهیزات سعودی برای سرکوب مردم یمن سخن می‌گویند.




به گزارش «تابناک»، اخبار رسیده حاکی است، بخشی از نیروهای نظامی یمن با خودداری از تیراندازی به هموطنان خود به صف انقلابیون پیوسته‌اند، ولی در همین حال، روز گذشته، نزدیک به پنجاه نفر از انقلابیون یمنی از زن و مرد و پیر و جوان به دست نظامیانی به قتل رسیده‌اند که بیشتر شاهدان این نظامیان را نظامیان سعودی معرفی کرده‌اند.



بنا بر این گزارش، سربازان سعودی به همراه برخی از افراد گارد ریاست‌جمهوری به فرماندهی «احمد»، فرزند «علی عبدالله صالح» و گروهی از نیروهای امنیت مرکزی این کشور ـ که همچنان وفاداری خود را به صالح نگه داشته‌اند ـ در این جنایت دخالت داشته‌اند.

این در حالی است که «علی عبدالله صالح» همچنان در عربستان سعودی است و اتاق سرکوب انقلابیون یمنی در این کشور، با حضور مقامات سعودی، دستورهای لازم برای سرکوب انقلابیون را صادر می‌کند.



روز گذشته در خلال سرکوب انقلابیون به دست نیروهای سعودی و گارد ویژه علی عبدالله صالح، صحنه‌های فجیعی رخ داده که حتی خبرگزاری‌هایی که خبرهای انقلاب یمن را با جانبداری از سعودی‌ها منتشر می‌کنند، نتوانستند از مخابره تصاویر خشونت‌های روز گذشته یمن خودداری کنند.

نکته دردآور کشتار روز گذشته مردم یمن، شلیک تک تیراندازان سعودی و یمنی به مردم بی‌دفاع و حتی کودکان یمنی است، به گونه ای که روز گذشته، یک کودک نیز توسط همین تک تیراندازها در یمن کشته شد.



پدر این پسربچه به خبرگزاری رویترز گفت: «من از ماشین پیاده شدم تا کمی مواد غذایی بخرم. بچه‌ها را گذاشتم در ماشین بمانند. بعد صدای فریاد پسر بزرگترم را شنیدم. یک تیر درست به وسط سر پسر کوچکم خورده بود».



گویا تا هنگامی که سازمان‌های بین‌المللی، رفتار دوگانه خود در قبال انقلاب‌های عربی را بر همین منوال ادامه دهند، یمن همچنان شاهد سرکوب‌ها و خونریزی‌هایی خواهد بود که با هدایت سران آل سعود و با شلیک سربازان سعودی و یمنی به مردم یمن در حال انجام است. مسأله ای که به شکل غم‌انگیزی درباره بحرین هم صادق است و در آنجا هم سعودی‌ها با دخالت نظامی در حال سلاخی مردم این کشور هستند.




پژوهشکده آمریکایی طراح اصلی 11 سپتامبر را فاش کرد

بر اساس گزارش Press Pakalert، «مایکل ایوانز» در 23 سپتامبر 1979 میلادی به سرزمین های اشغالی سفر کرد و با «ایسر هارئیل» دیدار و گفت و گویی داشت. در آن دیدار که «ایوانز» به صرف شام مهمان «هارئیل» بود، وی طرح خود را برای دوست آمریکاییش بیان کرد...
 مرکز پژوهشی «Press Pakalert» در جدیدترین گزارش خود تحت عنوان «اسراییل اجرا کننده حوادث تروریستی 11 سپتامبر»، فاش کرد: سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صهیونیستی ـ موساد ـ طراح و اجرا کننده عملیات 11 سپتامبر بوده است.

به گزارش صفحه عربی «تابناک»، مرکز پژوهشی Press Pakalert همواره پرونده های جنجالی در سراسر جهان را پیگیری و در مورد آن گزارش هایی منتشر کرده است. این مرکز در مورد پرونده حادثه 11 سپتامبر نیز به اخبار و اطلاعاتی که مربوط به 25 سال پیش است تکیه کرده و به چنین نتیجه ای دست یافته است.

Press Pakalert در گزارش خود نوشت: بر اساس اخبار و اطلاعاتی که ما در اختیار داریم یک صهیونیست افراطی به نام «ایسر هارئیل» که عضو ارشد استخبارات صهیونیستی به شمار می رفت، طراح اصلی حوادث 11 سپتامبر بوده است. وی از سال 1952 تا 1963 میلادی مدیریت دو سازمان امنیت صهیونیستی «شین بت» و «موساد» را بر عهده داشته است.

این گزارش در ادامه افزود: «ایسر هارئیل» طرح خود را 22 سال پیش برای «مایکل ایوانز» که یک مسیحی آمریکایی طرفدار اسرائیل بوده، توضیح داده و هدف از اجرا عملیات 11 سپتامبر را بیان کرده بود.

بر اساس گزارش Press Pakalert، «مایکل ایوانز» در 23 سپتامبر 1979 میلادی به سرزمین های اشغالی سفر کرد و با «ایسر هارئیل» دیدار و گفت و گویی داشت. در آن دیدار که «ایوانز» به صرف شام مهمان «هارئیل» بود، این افسر صهیونیست طرح خود را برای دوست آمریکاییش بیان کرد. در آن ضیافت شام، «روفن هشت» مشاور ارشد نخست وزیر وقت صهیونیستی «مناحیم بیگن» نیز حضور داشت.

گفتنی است از زمان وقوع حادثه 11 سپتامبر تاکنون صدها بلکه هزاران کارشناس بین المللی در مورد این حادثه و اهداف اصلی آن اظهار نظر کرده اند اما بیشترین نکته ای که می توان بدون در نظر گرفتن عامل اجرایی این حادثه، به آن اشاره کرد این است که بدون شک هدف اصلی از آن ایجاد بهانه ای برای مورد حمله قرار دادن مسلمانان و دین مبین اسلام است.

تصویر جالب از سقوط دیکتاتورهای عربی

شیعه آنلاین نوشت:

با بررسی سقوط دیکتاتورهای عربی در انقلاب های اخیر و ترتیب سقوط آنان، می توان به نتیجه ای جالب دست یافت.

همانطور که در این تصویر نیز دیده می شود، چهار دیکتاتور سقوط کرده عرب، در یک عکس یادگاری به گونه ای ایستانده اند که ترتیب سقوطشان از قدرت نیز تاریخ 1432 را تشکیل می دهد، و این همان سال فعلی هجری است که در آن به سر می بریم.


 

اسامي منابع ديپلمات هاي آمريكايي در ايران

پس از لو رفتن پسورد فايل رمز شده ويكي ليكس و انتشار يكباره تمامي 250000 سند، علاوه بر مشخص شدن نام هاي منابع اطلاعات معمولي مراجع ديپلماتيك آمريكا، نام هاي حساسي كه بعد از ذكر نام آنها عبارت Protect يا Strictly Protect آمده و ارسال كننده سند در مقر ديپلماتيك آمريكا خواستار اعمال تدابير حفاظتي بيشتر در حفظ اين نام ها شده، نيز لو رفت.
در اسناد جديدي كه بر اثر لو رفتن پسورد ويكي ليكس منتشر شده، اسامي منابع اطلاعات ديپلماتهاي آمريكايي فاش شده است.
 
به گزارش "الف"، پس از لو رفتن پسورد فايل رمز شده ويكي ليكس و انتشار يكباره تمامي 250000 سند، علاوه بر مشخص شدن نام هاي منابع اطلاعات معمولي مراجع ديپلماتيك آمريكا، نام هاي حساسي كه بعد از ذكر نام آنها عبارت Protect يا Strictly Protect آمده و ارسال كننده سند در مقر ديپلماتيك آمريكا خواستار اعمال تدابير حفاظتي بيشتر در حفظ اين نام ها شده، نيز لو رفت.
 
بنابراين گزارش، بررسي چند صد سند از ده ها هزار سند ويكي ليكس تاكنون نشان مي دهد، افراد زير در فهرست نام هاي Protect و Strictly Protect قرار دارند. تاريخ بسياري از اين اسناد مربوط به 2008 و قبل از آن مي باشد كه نشان مي دهد بسياري از افرادي كه هم اكنون در غرب عليه ايران فعاليت مي كنند از مدت ها قبل مورد توجه آمريكايي ها بوده اند. برخي از اين افراد منبع بوده و برخي ديگر اطلاعات خود را هنگام خروج از ايران به مامورين ديپلماتيك آمريكا منتقل كرده اند. برخي از اسامي عبارتند از (نقطه چين ها به دليل برخي اقدامات احتمالي از الف):
 
•    هاشم آغاجري
•    عبدالله مومني
•    م.. م.. ل..
•    عليرضا رجايي
•    شيرين عبادي
•    امير ب../ دفتر سازمان ملل
•    محمد موسوي خوئيني
•    محسن سازگارا
•    روبرتو آربيتريو (مقيم تهران)
•    ابراهيم يزدي
•    علي ن..
•    يكي از اساتيد اقتصاد دانشگاه آمريكايي شارجه كه فارغ التحصيل يكي از 8 دانشگاه آي - وي ليگ آمريكاست
•    هادي ...
   و بسياري اسامي ديگر
 
بررسي اسناد، حاوي نكات جالب ديگري است:
 
- اظهارات يكي از مديران سابق سازمان ف... به عنوان منبع دروني در مورد اختلافات به وجود آمده بر سر مشايي در اين اسناد ديده مي شود.

- ديپلمات هاي آمريكايي هنوز نمي دانند كه مسعود رجوي مرده است يا در مخفي گاه زندگي مي كند.
 
- تنفر عمومي مردم ايران از گروهك منافقين براي ديپلمات هاي آمريكايي محرز بوده و در بسياري از اسناد اين مسئله ديده مي شود.
 
- تمامي افرادي كه مدعي تقلب در انتخابات شده اند و اين مسئله را به آمريكايي ها انتقال داده اند از منابع (روزنامه نگار، فعال سياسي، نماينده مجلس و ...)  نزديك به اشخاص يا ستادهاي احزاب درگير در اعتراضات و مدعي تقلب بوده اند.
 
- منبعي كه مدعي درگيري بين فرمانده سپاه و رييس جمهور شده بود، از فعالين حزب توده و ماركسيست ذكر شده است. از آنجاييكه اولين بار سايت نزديك به حزب منحله توده اين شايعه را تقريبا مقارن تاريخي كه سند ارسال شده است، منتشر كرده بود، مي توان حدس زد كه منبع هر دو شايعه يك نفر است.
 
-  فردي به اسم دكتر فرشيد توف.. كه از مديران سابق هلال احمر بوده است (وي از ايران خارج شده است) در گفتگو با ماموران آمريكايي مدعي شده كه از آمبولانس هاي هلال احمر در لبنان و ... استفاده نظامي مي شود.
 
- يكي از اعضاي ف.ع.پ  مدعي برخي اطلاعات بيمارستاني شده است.
 
-  هاشم آغاجري، عبدالله مومني و ... طي سفري كه به آمريكا داشته اند (2006) با مسئول آمريكايي در دوبي صحبت كرده اند. آغاجري فشار غرب را از عوامل لغو حكم اعدام وي دانسته است.
 
-  يكي از اقتصاددانان بانك مركزي كه در دوران خاتمي از مديران آن سازمان بوده و به گفته خودش استاد خرد پيشرفته وي .. بوده، اظهار داشته: 1 - پنج مرد برتر بيزنس در ايران عبارتند از: رف...، رف...،رف...،رف...،رف...، 2- نصف هفته با اينترنت پرسرعت به جاي كار مشغول گيم بوده اند 3- مشاوران .. نادان هستند و ... .
 
- يكي از اساتيد دانشگاه كه نماينده مجلس بوده است، به ماموران آمريكايي گفته كه تنها راه تغيير در ايران حمله نظامي است و اين تصور كه گفته ميشود حمله نظامي ايران را متحد مي كند و مردم واكنش نشان خواهند داد غلط است.
 
- عليرضا نوري زاده به طور مكرر و در موارد متعدد با مركز جاسوسي آمريكا در لندن در ارتباط بوده است.
 
- يكي از مرتبطين دفتر مطالعات سياسي و بين المل وزارت خارجه كه به دستور م م قرار بوده كنفرانس هولوكاست برگزار كند، به مامورين آمريكايي گفته كه رامين جهانبگو براي اينكه خودش از زندان بيرون برود به خيلي افراد از جمله وي دروغ بسته است. وي در گفتگو با آمريكايي ها اظهار داشته كه توجه ايران به مركز جمع آوري اطلاعات دوبي نشانه موفقيت اين مركز است!
 
- به گفته يك فعال تجاري در دوبي، .. اخيرا - 2007 - ساختمان و ملك به ارزش .. از طريق .. خريداري كرده است. مكان ساختمان ها نزديك فستيوال سيتي دوبي در يك مركز خريد و تفريح است.
 
- يكي از محققان .. آمار ايدز و مسايل و دلايل آن را به آمريكايي ها منتقل مي كرده است.
 
- يكي از نماينده هاي اصلاح طلب به آمريكايي ها گفته كه اگر يك قطعنامه ديگر تصويب شود ما وزير خارجه را استيضاح خواهيم كرد. اين نماينده همچنين گفته كه تلويزيون صداي آمريكا خوب عمل نمي كند و بايد حرفه اي تر عمل كند.
 
- روبرتو آربيتريو، مدير اداره مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل در تهران، اطلاعات خود را به آمريكايي ها منتقل مي كرده است. از جمله مثلا مدعي شده كه كنار رفتن فداحسين مالكي ( دبیر سابق ستاد مبارزه با مواد مخدر) نشان مي دهد كه احمدي نژاد بر مجمع تشخيص غلبه كرده است!

در بررسي اسناد ويكي ليكس بايد توجه داشت كه اين اسناد ملغمه اي از اخبار و شايعات درست و نادرست است كه توسط مخالفان و معاندان ايران به آمريكايي ها منتقل مي شده است.